X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 16 مرداد 1396

خیلی گیجم در حقیقت گیج نیستم بلکه بلد نیستم چطوری یک رابطه را تمام کنم. در واقع بلدم یک رابطه را تمام کنم اما نمیدانم آیا باید این رابطه را تمام کنم یا نه؟ 

واضحتر بخواهم بگویم میترسم این رابطه را تمام کنم. راستش را بگویم نمیدانم باید چه غلطی بکنم؟!

......................................  

شما را بخدا فقط گوش دهید. همه ی چیزهایی  را که میگویید میدانم. 

......................................  

دیشب خیلی سعی کردم به او بفهمانم که همسر دلخواهش نیستم اما به گوشش نرفت که نرفت.  

میگفت نمیخواهم از دستت بدم. میگفت دوستت دارم. 

و من آنقدر سخت شده ام که دیگر این حرفا برایم جذابیت ندارد. دروغ گفتم. جذابیت دارد اما الان وقت عشق و عاشقی نیست. 

منطقی و عاقلانه که بخواهم بررسی کنم باید بگویم او یک زن مطیع و بله چشم بگو میخواهد و من نیستم. نمیتوانم باشم. یعنی همیشه نمیتوانم بگویم چشم! 

او یک همسری میخواهد که همه حواسش به او باشد. و به قول خودش همیشه در آغوشش بگیرد و به او عشق بورزد و من دیگر نمیتوانم مث قبل خودم را وقف همسرم بکنم. متاسفانه یا خوشبختانه خواسته های خودم برایم الویت دارد. آری خودخواه شده ام! من دنبال کسی هستم که بتوانم از لحاظ عاطفی به او تکیه کنم. نمیتوانم بیشتر از دریافتی ام پرداختی داشته باشم. 

او کسی را میخواهد که درکش کند دوستش داشته باشد و مدام به او ابراز علاقه کند اما من دیگر نمیتوانم لااقل الان نمیتوانم. 

او میخواهد رابطه را اول از لحاظ عاطفی پیش ببرد و بعد عقلی و من میخواهم  اول منطقی و عقلی بعد عاطفی. 

خب مسلما به مشکل میخوریم. نتیجه اش میشود این آشی که الان میبینید. 

او درگیر شده و دلش نمی خواهد بیخیال شود از طرفی هم من با زن آرزوهایش تفاوت دارم و میگوید تو خودت را اصلاح کن. 

و من میگویم نمیتوانم نمیشود نمیخواهم. نمیخواهم چون نمیدانم که آیا ارزشش را دارد که به خاطرش از خواسته هایم کوتاه بیایم یا تغییر کنم؟

خودش مواردی که برایم مهم بوده را دارد تمرین میکند. میگوید من تغییر میکنم. اما من نمیتوانم باورش کنم.  

اخلاقم این است : زیر بار حرف زور نمیروم. به تساوی حقوق زن و مرد اعتقاد دارم. مردسالاری را قبول ندارم. نمیتوانم قبول کنم همیشه حرف حرف مرد باشد. زندگی یک شراکت است نه یک رابطه ارباب رعیتی. میگوید که لجبازم. خودم میبرم خودم میدوزم . میگوید میخواهم برایش رئیس بازی در بیاورم.  میگوید زن مطیع میخواهم. تو مطیع نیستی.

آستانه تحملم پایین آمده. سریع واکنش نشان میدهم اما بی ادبی نمیکنم.  او میگوید بداخلاقی! مهربان نیستی. من زن مهربان میخواهم. 

حالا روی چه حسابی میگوید؟ چون قبلا گفته بودم باید با پدرم صحبت کنی و او گوش کرده و حالا میگویم تا نیایی برویم  تست شخیصت و بعد اگر اوکی بود با خانواده ات نیای خواستگاری، من با تو جایی نمی آیم. محرم موقت هم نمیشوم. او نتیجه میگیرد که لجبازم و حرف حرف خودم میخواهد باشد. 

او درخواست های نابجا داشته و من محکم گفته ام نه و از لحاظ عاطفی درگیرش نشده ام و اگر بگوید نمیخواهم میگویم خب نخواه اصراری نیست. او نتیجه میگیرد من بداخلاقم و مهربان نیستم! 

ما تقریبا هرشب سر این دو موضوع باهم بحث داریم. 

قبلا سر مسائل مذهبی هم بحث داشتیم و او اعتقاد داشت دارم تحصیلاتم را به رخش میکشم درحالی که این گونه نیست. یا دارم سخت میگیرم و خدا اینقدر سخت نگرفته. یا خشک مقدسم.

حالا معلوم نیس آن اختلافات تمام شده یا هنوز به قوت خود باقیست و فقط حرفش را نمیزنیم؟ 

ظاهرا او دارد تلاش میکند خودش را از لحاظ مذهبی به من نزدیک کند.

...................................... 

خلاصه که از دید یک شخص سوم  و خودم  این رابطه اگر بخواهد به این شکل  پیش برود سرانجامی ندارد.

نظرات (21)
سلام
به عنوان یه خواننده خاموش
دوستانه خواستم نظرم رو بگم
به نظرم فقط میخواد به دستت بیاره و بعدش که به دستت آورد نمیدونم بازم اینقدر منعطف و خواستار تو می مونه یا نه
یا بعدش این تویی که اذیت میشی چون اون خواسته های خودشو داره و از تو میخواد که مطیع باشی و انجام بدی
به نظرم خیلی فکر و ارتباط بیشتر لازمه تا تشخیص بدی واقعا تو رو برای خودت میخواد یا برای خودش
میدونی که اینا با هم کلی فرق داره
نهایتا امیدورام موفق باشی و خوشبخت بشی و تو رابطه یی بری و باشی که بیشتر از هر چیز بهت حس امنیت و آرامش و عشق بده

روز خوبی داشته باشی

یکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت 11:20
امتیاز: 0 0
F.a [ web ]
عالی جان خوبی عزیزم
در چه حالی خانم ؟؟
خوش میگذره؟
یه خبر از خودت بده به ما
جواب: تا خوبی و خوشی رو چی معنی کنیم؟
همین که سالمیم خدا رو شکر.

شنبه 21 مرداد 1396 ساعت 23:17
امتیاز: 0 0
عالی تو حیفی. خودتو گیر اینجور آدمی ننداز. من نمیگم بده، چون اصلا نمیشناسمش. اما تو رو از نوشته هات میشناسم. این آدم فازش با تو یکی نیست. شاید هر کدوم از شما در یک زندگی دیگه واقعا ایده آل باشید، ولی برای هم ایده آل نیستید. تو جوانی. بچه نداری. خانواده خوب داری سرکار میری. اینا همه امتیازات بزرگیه. صبر کن.
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود
جواب: تا میاد این گوهر شناس پیدا بشه من یا پیر شدم یا مردم.

چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت 02:23
امتیاز: 1 0
عالی جان عزیزم خمس و زکات مالیاتی بود که پیغمبر صدر اسلام از مسلمان ها می گرفت و غیر مسلمانها هم جزیه پرداخت می کردن
حالا گاهی سوال پیش میاد که ما که تو کسور اسلامی داریم مالیات می دیم یعنی خمس و زکاتمونرو به این شیوه پرداخت می کنیم
جواب: نه مونا جان
خمس و زکات مالیات نبود بلکه ابتدا خمس و زکات وجود داشت و به مسلمونا واجب بود و بعدها مالیات به اون اضافه شد. به این صورت که حاکم اسلامی از طرف خدا اجازه داره یه سری قوانین وضع کنه. طبق این اجازه اگه خمس و زکاتی که مردم پرداخت میکنن کفاف اداره حکمت رو نده حاکم از طریق وضع مالیات اون کمبود رو جبران میکنه.
در نتیجه اول خمس و زکات بوده بعد مالیات به وجود اومده.
و میشه گفت شاید کسی که خمس و زکات میده بتونه یه تخفیفی بگیره و یا معاف بشه از مالیات بنابر تشخیص حاکم شرع (که البته الان اینجوری نیس) اما کسی که مالیات میده از خمس و زکات معاف نمیشه چون یه واجب شرعیه و امر واجب هیچ وقت از بین نمیره.
حالا یه عده دوست دارن اونجوری برداشت داشته باشن دیگه خودشون میدونن.

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 23:49
امتیاز: 0 0
عزیزم خودتو اسیر این آدما نکن.یکی از دوستای من پنج ساله دقیقا با یه همچین کیسی سر کاره!!

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 21:53
امتیاز: 0 0
آذر [ web ]
سلام عالی جان
ازحال خودت چیزی بگو
جواب: سلام
تعریفی نداره.

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 20:12
امتیاز: 0 0
سلام چرانمیتونم برم وبلاگ زهرا.میشه رمز شو بهم بدی ممنون
جواب: سلام
من نمیدونستم رمزی شده. منم ندارم رمز

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 15:09
امتیاز: 0 0
من متوجه نمیشم، مگه شما مالیات نمیدید؟ پس دیگه خمس چه صیغه ای هست، اقعا فکر میکنیم اون پول صرف نیازمندان میشه؟
جواب: مالیات چه ربطی داره به خمس؟!!
شما اگه غذا بخوری دیگه آب نمیخوری؟
مالیات یه موضوع دولتیه و خمس یه موضوع شرعی.
در ضمن شما میتونین از نماینده مرجعتون اجازه بگیرین وخودت خمستون رو به نیازمندایی که میشناسی بدی، اگه اعتماد نداری به کسی!

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 10:30
امتیاز: 0 0
عزیزم انگار احساست داره غلبه میکنه به منطقت، به عنوان یه آدم نه چندان مذهبی بهت میگم خط قرمزایی که تا حالا اینجا گفتی کاملا معقول بودن و ما هم که اول دوست بودیم با هم، رعایت کردیم. خمس هم میدیم چون اختلاف طبقاتی زیاده به نظرمون نیاز جامعه هست و اصلا ربطی به دین نداره و یه مسٸله انسانی اخلاقیه که باید رعایت کنیم. فقط در مورد نماز و روزه مثلا خط قرمزای ما فرق داشت. تحت تاثیر حرفاش که میگه قدیمی فکر میکنی قرار نگیر. ایشون گویا فقط رابطه میخواد چون اگه کسی این قدر هول باشه اگه واقعا دوستت داشته باشه حتما خواستگاری رو همین مدت به هر نحوی که شده میومد به جای اینکه درخواست صیغه یا رابطه کنه. حتما خیلی سخته برات ولی اینو در نظر داشته باش اگه دوباره مجبور بشی طلاق بگیری شانس ازدواج دوباره ت خیلیییی میاد پایین.

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 04:13
امتیاز: 0 0
با راحله موافقم
بعلاوه اینکه ممکنه آدمی که خیلی مذهبی باشه عقد موقت بخواد اونم برای اشنایی نه رابطه. ولی ادمی که زیاد در قید مذهب نیست عقد موقت رو برای رابطه جنسی میخواد

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 17:30
امتیاز: 0 0
کاملا حق داری که با یه تجربه اونجوری الان اینطوری باشی.
ادم وقتی کسی رو دوست داشته باشه گاهی چشم هم میگه اما به این معنی نیست که کل عقایدتو زیرپا بذاری
من موضع شما رو میپسندم و با طرف مخالفم

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 17:17
امتیاز: 0 0
آبی [ web ]
خانم عالی خیلی خیلی خوبست که قصد دارین با منطق و عقل حرکت کنید درگیر شدن با مسائل عاطفی عاقبت بدی داره . به اصرارهای خواستگارتون توجه نکنید علت ادامه تون واضح نیست شما میدونید سرانجام خوبی نداره پس کنار بکشید تمام کردن رابطه خیلی کار عجیبی نیست که از عهده اش بر نیایید مگر اینکه خودتون خلاف این نکاتی که نوشتید قصد پیشرویی داشته باشید این همه تناقض رفتار و اندیشه خیلی سنگینه و نباید ادامه داد مرد رئیس با زن غیرمطیع آغاز اختلافاته من یه چیزی از حرفاتون دستم اومد این خواستگار تمایلات جنسی نرمالی نداره عشق ورزیدن و آغوش گرفتن بخش قشنگ و نیاز زندگی مشترکه اما همیشگی بودنش نرمال نیست وقف کردن زن برای مرد هم نرمال نیست زندگی مشترک سراسر رمانتیک بازی و عشقبازی نیست فکر کنم برای همین در زندگی اول این آقا شکست خورد دیدگاه درستی به زندگی زناشویی نداره منطقی نیست .
حالا من و دوستان دیگه دقیق از شرایط خواستگارتون آگاه نیستیم نظر دقیق هم نمیشه داد اما اگر خودتون اینهمه تضاد و عدم تفاهم اخلاقی دیدین نیازی نیست سعی کنید که بهش بفهمانید همسر دلخواهش نیستید شما وظیفه ای در قبال نفهمیدن ش ندارین پس اگر کاملا یقین دارین که به درد زندگی با شما رو نمیخوره حتما برخورد جدی کنید و به سمت حرف در گوش فرو کردنش نروید چون اگر رفتنی بود تا حالا میرفت

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 16:27
امتیاز: 2 0
setareh [ web ]
برات از خدا خیر میخوام عزیزم
انشاءالله تصمیم قطعی و درست رو به دلت بندازه و ختم بخیر بشی

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 15:30
امتیاز: 0 0
عالی جان یه سوال! مگه شما زنگ نزدی به ایشون که بگی بریم تست شخصیت؟ یعنی فرصت دوباره ای که بهش دادی همین بود که برید تست دیگه؟ اگه این طوریه پس چرا دوباره برگشتین به همون روابط و بحثهای بی انتهای قبلی؟!
جواب: چون هی پیام میده هی پیام میده. هی حرف میزنه.
هی صبوری میکنم که جوابشو ندم. آخرسر نمیشه.

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 13:36
امتیاز: 2 0
از خدا میخوام زودتر از این برزخ نجات پیدا کنی....

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 12:58
امتیاز: 0 0
خط قرمزها چه مهم باشند چه نباشند، در هر صورت خط قرمز شمان. اگه الان هم بخوای به هر دلیلی کمرنگشون کنی، چند صباحی که از زندگی مشترک گذشت باز پر رنگ میشن.
ایشون او یک زن مطیع و بله چشم بگو میخواهد؟؟!! من و شمای نوعی اگه لجباز و یکدنده هم نباشیم و سعی کنیم قبل از ازدواج خودمون رو مطیع ایشون نشون بدیم، یه مدت که از زندگی مشترکمون بگذره یاد خودمون، ارزشها یا به قول خودت خط قرمزهامون می افتیم و دوباره برامون رنگ می گیرن اونوقته که اونی میشه که نباید بشه. مگه اینکه کلا برای خودمون شخصیت وابسته و درجه 2 قائل باشیم و بله چشم گویی رو به خودمون ترجیح بدیم.
منم یه زمانی خیلی از ارزشهامو کمرنگ کردم به بهانه دل، به امید تغییر. ولی ما ویترینمون رو زدیم قالبمون رو بستیم به این راحتی تغییر نخواهیم کرد. همینی که هستیم. فقط می تونیم یه مدت حفظ ظاهر کنیم ولی باز برمی گردیم به اصلمون. الان با اینکه 14 ساله به زندگی ادامه میدم به امید پسر 12 سالم. ولی روزی نیست که رفتاری نبینم یا حرفی نشنوم و با خودم نگم کاش اون روز به جای ایستادن پای دیگری پای خودم می ایستادم.
پای خودت بایست لطفا تو همینی که هستی. او هم . هیچ خبر جدیدی در اینده نخواهد شد.
جواب: میدونم

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 12:07
امتیاز: 2 0
عالی جان حتما خودت بهتر میدونی تفاوت ها رو میشه مدیریت کرد اما میطلبه که دو طرف هم منطقی برخورد کنن و هم خیلی صبور باشن.
ظاهرا خودت به دلیل صبر زیادی که در زندگی قبلی کردی دیگه نمیتونی اون همه صبر داشته باشی و طرف مقابلت هم تصمیم نداره با این تفاوتها منطقی برخورد کنه.
جواب: اره شاید

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 11:46
امتیاز: 0 0
ندا [ web ]
عالی چه شرایط سختی...
امیدوارم اگه صلاح نیست مهرش از دلت بره.
فقط خودت میتونی بهترین تصمیم رو بگیری
برات آرزوی خوشبختی، آرامش و ثروت دارم. با بچه های زیااااد
جواب: ممنونم

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 11:10
امتیاز: 1 0
سلام.چون شرایطمون شبیه همه درک میکنم که چرا میترسی از ،از دست دادنش.
ولی اگرخط قرمزهات برای خودت مشخص باشه،اصلا سخت نیست.برای من خط قرمز عقد موقته،چون اون مرد سکس پارتنر میخواد و اینقدر بیعرضه یا غیر جذابه که نمیتونه با یه رابطه عاشقانه ،اون مسیله اش رو حل کنه.مردی که کلمه صیغه از دهنش دربیاد من اولین زن و آخرین زنی که بازیچش شدم نیستم.ولی روابط عاشقانه ای رو دیدم که چند ساله با هم زندگی میکنندوبه هم پایبندند ولی رسمی نیستند.بی احترامی و بی ادبی لفظی هم خط قرمزه،چون ذات آدمها عوض نمیشه و در نهایت هرکسی در شرایط سخت به اصل خودشون برمیگردند.آدمی که به اسم ازدواج پا پیش گذاشته باید طبق اصول اون پیش بره.خواستگاری،یه دوره آشنایی زیر نظر خانواده ها،نظرروانشناس،در نهایت عقد دایم.با این آدم محرمیت موقت بخونی ازت همهچی طلب میکنه.بدجور زده تو خاکی.ولی تکلیف کسانی که به هم معرفی نشدند و همدیگرو جایی دیدند وپسندیدند تکلیفشون معلومه.خود رابطه احساسی و عاشقانه اشون رابطشون رو پیش میبره.مرد برای اینکه عشقشو از دست نده به مرور تن به ازدواجو ومسیولیت وهمه چی میده.ولی رابطه شما اینجوری نبوده واینجوری هم جلو نخواهد رفت
جواب: میدونم

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 11:04
امتیاز: 1 0
عالی خیلی سخته....
جواب: تقریبا سخت شده

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 10:16
امتیاز: 0 0
فری [ web ]
واسه خودت ماشالله یه پا مشاور شدیی ها
با این خط قرمز هایی که درست کردی شاید بترشی خوب ترشیدن بهتر از خوشبخت نشدنه؟ بعضی وقتا می مونم کدوم درسته ما هر دو مورد رو تو خانواده مون داریم
خوب زندگی با این تفاوتاش قشنگه .تو این دنیا زندگی ارام و بدون دغدغه وجود داره .اما خیلی کم برا ما که نبوده
مگه واو پدرسوخته فقط مشکل خیانت داشت؟ اما با خیانت نمیشه کنار اومد خداییش
نظر بابا ومامان خواهر و داماد چیه؟؟؟
موفق باش و خوشبخت
جواب: واااای نگو فری.
به جایی رسیدم که نمیدونم اصن این خط قرمزها مهمه؟
گاهی به شرایط خودم که فکر میکنم میبینم همچین هم گزینه بدی نیست. لااقل از قبلی ها خیلی بهتره.
خواهری که نمیدونه.
بابا و مامانمم دو دل هستن. یعنی هم آره هم نه. اما اونا هم میگن چرا اگه میخواد نمیاد خواستگاری و هی داره معطل میکنه؟
راستش اگه قرار باشه از لحاظ مذهبی هم به تفاهم نرسیم بابا و مامان مخالفن.

دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 10:06
امتیاز: 0 1
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.