X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 7 آبان 1396

یه تمرین ساده

امانتی مامان و بابا رو صحیح و سالم تحویلشون دادیم.

این مدت ده روزه فرصت خیلی خیلی خوبی بود برای من و علی.

یه جورایی یه زندگی رو تجربه کردیم.

روز هفتم یا هشتم بود. علی از سرکار اومد خونه. یه کم بلال آورده بود. پوست گرفت گذاشت توی قابلمه و بهش آب و شیر و نمک اضافه کرد و گذاشت روی شعله زیاد گاز.

منم از همه جا بیخبر که توی قابلمه شیر هست چیزی نگفتم و چایی ریختم و آوردم نشستم کنارش و .......

فکر کنم یه ربعی گذشت. اومدم تو آشپزخونه که دیدم شیرها سر رفته و توی گاز پر شده از آب و شیر......

یهو بلند گفتم واااای علی چیکار کردی؟

علی پرید تو آشپزخونه و دستمالی که ما میز غذاخوری رو باهاش تمیز میکنیم برداشت. من فکر کردم میخواد گاز رو تمیز کنه، اما اون میخواست قابلمه رو برداره. آخه من دستگیره دستم بود. که یهو من گفتم نه! با اون نه!

علی خیلی بدش اومد و گذاشت رفت از آشپزخونه بیرون و تا آخر شب یه کلمه هم باهام حرف نزد.

منم توی ماهیانه م. کلی ناراحت شدم.

آخرشم بلال ها رو نخورد. منم گفتم چرا وقتی نمیخوری بیخودی اینجوری درست میکنی؟

خلاصه سر شام هم سر و سنگین بودیم. آخر شب گفتم خب بسه دیگه. یه چیزی بگو. گفت حرفی ندارم.

گفتم از حالا هرکی ناراحته باید در موردش حرف بزنه تا مسئله حل بشه. گفت تو خیلی روی وسائل و لوازمت حساسی و این کارت بقیه رو اذیت میکنه. حتی خودت هم اذیت میشی. تمیزی و نظافت و مرتب بودن خوبه اما نه اینکه خودت رو عذاب بدی و اینقدر سخت بگیری. من واقعا میترسم به خاطر این حساسیت تو، فردا و پس فردا آرامش زندگیمون از دست بره و باهم به مشکل بخوریم.

گفتم خب دوران نامزدی واسه همینه دیگه. واسه شناخت . اگه میبینی نمیتونی، مجبور نیستی ادامه بدی!

گفت من اگه اینا رو میگم واسه این نیست که میخوام بهم بزنم رابطه رو. من فقط میگم که از الان تمرین کنیم و بدونیم چطوری کنار بیایم. گفتم خب الان مثلا تو ۶ ساعت تموم امشب باهام حرف نزدی و رفتی تو قیافه راه حل این مسئله بود؟

گفت من امشب از جای دیگه هم ناراحت بودم. گفتم خب آیا من مقصرم؟ و تلافیش باید سر من دربیاد؟ منه از همه جا بیخبر؟

خلاصه که باز حرف زدیم و ظاهرا موضوع حل شد. اما این حساس بودن من روی لوازم و وسائل موضوعی هست که بارها علی بهم گفته و ابراز کرده که این روش زندگی رو سخت میکنه!

علی میگه اگه تو یه بار مهمترین وسیله منو خراب کنی چیزی بهت نمیگم اما اگه من یه وسیله ساده تو رو خراب کنم سریع واکنش بد نشون میدی.

(دلم میخواست بهش بگم من وقتی میام خونتون و میام توی اتاقت جرات ندارم به یادگاری های عروسک که توی اتاقت چیدی دست بزنم، چون همون اوایل گفتی اینا عزیزترین چیزایی که داری و دلت نمیخواد کسی جابجاشون کنه!)

اما میخوام یه بار اینکار رو بکنم. مثلا اون خرس پشمالو که روی مبل هست رو بردارم و بزارم روی زمین و ببینم واکنشش چی هست؟ آیا واقعا چیزی بهم نمیگه؟


نظرات (29)
از دست نوشته ها و نوع برخوردتون با مخاطب حس کردم از خودراضی هستید در این نوع واکنش به قهربودن آقای علی باز ازخودراضی بودن شما جلوه گری دارد و در این شکی نیست که شما اصطلاحا خواستید قوی و جدی واکنش نشان بدهید تا حساب کار دست نامزد بیاد و بهونه نگیره خواستید بگید اون قدرها مهم نیست که ادا در بیاره و ناز کند وووولی خبردار نیستید این از خودراضی ها و قوی بودن ها چه دردسرها دارد بکار شما نمیاد شما شوهر می خواهید خانواده خواستار ازدواج شماست شما بدون ازدواج یک موجود بی انگیزه هستید طبیعت این مملکت و خانواده و نوع تربیتی خودتون و صدالبته جزء نیازهای هر انسانی ازدواج است با خود یک لحظه تصور کنید که همان شب نامزد به غرورش بر می خورد و می رفت چیزی که در بین نبود یک حلقه بود و یک خطبه محرمیت موقت و تمام. از من می شنوید با شناختی که من از روحیات شما طبق مطالب بدست آوردم با رفتنش الان مراسم سوگواری و بداخلاقی در خانه شما برپا می شد غم نامه ها شروع به نوشتن می شد انکار نکنید شما بیشتر از علی نیاز به این ازدواج دارید اگر ایراداتی وجود داره یک موضوع عادیه متاسفانه قدرت درک ندارید آقای علی و شما هر دو یکبار ازدواج ناموفق داشتید شما اگر پنجاه درصد آسیب دیدید نامزدتان صد در صد آسیب خورد شما فرزند نداشتید تصور کنید فرزند شما الان در کنار نامادریش بود چه حسی داشتید خب دخترش پیش ناپدری است اونم در یک مملکت غریب برای یک دختر و پدر این جدایی سخته نمی خوام مطلقه بودن تان رو عامل این اتفاقات معرفی کنم درازدواج پسران و دختران مجرد هم در این دوره کلی اتفاقات و اختلاف دیده شد شما و نامزدتون که جای خود دارید چرا توقع دارید هیچ اثری از دخترش نباشد و هرگز برنگردد چرا حس می کنید یک ازدواج عادی و باید همه چیز مرتب و نامبر وان باشد نباید این قدر سریع همه چیز رو فیصله بدهید شما و علی هر دو از بین بد و بدتر باید بد رو انتخاب کنید در بین جوانان مجرد هم عالبا همینه شما که دیگه راهی ندارید اگر همه از طلاق و بعد از آن سود می بردند و تصور داشتند بعد از جدایی همه چیز بر وفق مرادشان هست و هیچ مشکلی نخواهند داشت که سریع برای جدایی اقدام می کردند و تعلل نمی کردند شما عکس حلقه اینستا گذاشتید به همه نزدیکان خبر دادید با هم حرف زدیدکلی ذوق کردید خانواده ها با هم دوست شدند خب باید همه ی پستی ها و نواقص این مرد رو قبول می کردید و اتفاق جدیدی نشد من حیرانم از کدوم موضوع جدید صحبت می کنید نکند دوست دارید همیشه لبخند و شادی و جونم باشد زندگی همین هست موضوع دختر و عروسک جدید و عجیب نیست دختر داره شاید روزی حتی بیاد این شمایید که نمی خواهید حضور دخترش رو بپذیرید شما باید همه احتمالات رو بدهید شما در ظاهر قبول کردید اما در باطن توقعات دارید دستمال هم برخوردش شاخ دار نبود عصبانیت و قهر در زندگی همه وجود داره والسلام.

شنبه 13 آبان 1396 ساعت 20:53
امتیاز: 0 0
سلام عالی جانم .خوب هستید؟ ان شاءالله هر چه صلاح شماست خدا به شما عطا بفرماید عزیزم به خدا بسپار .عزیزم قصد اظهارنظر نداشتم اما چه کنم که شدیدا حس کردم باید بنویسم حتی برای شما ارزشی نداشته باشه.عزیز جانم ذره ای فقط ذره ای اگر از نوشته هام دلگیر بشوی خودم رو نمی بخشم التماس می کنم از من دلگیر نشو فقط خیال کنید یک بنده حقیر خواست حرف هایش رو بگه من ادعای دانستن و اشتباه نکردن رو ندارم.
من از رسم و رسومات اصفهان مطلع نیستم پس درباره رسومات شما نظری نمی دهم اما از فرهنگ جامعه ایرانی و مردم مملکتم مطلع هستم نه جانم نگید حرف مردم مهم نیست برای مردم زندگی نمی کنیم مردم اتفاقاااامهمن ما مردمان ظاهربین و دهان بینی هستیم اگر حرف ناخوشی از دیگران بشنویم عقب میکشیم جامعه ای که من شناختم با نامزدی خیلی خیلی نزدیک و صمیمانه شما که منجر به عقد دائم نشود مخالف هست ببینید جانم دارم درباره جامعه ای که افرادش خواستار رعایت حریم هاست صحبت میکنم من کاری به اون بخش از مردم بی قید و بند ندارم شما نیاز به تاییدیه از جامعه سالم دارید یک خانواده مقید به حریم ها و اخلاق مند امکان ندارد متوجه چنین نامزدی بشود و وصلت کند دو بار ازدواج برای شما متصورن پدر و مادر محترمتان این ازدواج رو یقینی و مطمئن تصور کردند و شما رو تا این حد راحت گذاشتند در این کشور چنین نامزدی مصادف با یک ازدواج قلمداد می شود ناراحت کننده ست چرا که تا به اینک حرف از شناخت و تست در موقعیت های مختلف می زنید شما بر فرض تست کردید موردی هم حس کردید یا دیدید باید حل و فصل کنید باید تا جایی که میسر است شرایط رو قبول کنید(( این حالت دستوری و خیلی برخورد محکم شما برام غیرباوره)) تا مراسم عقد برگزار شود نامزدی شما شمایل یک ازدواج عقدی رو به خودش گرفته و در شوکم چرا نامزدی شهر شما این طور و زیاد صمیمانه و نزدیک است این جنس صمیمت برای عقد و عروسی ست مطمئنم منظور من از صمیمت رو فهمیدین بسته صحبت میکنم تا برداشت بدی از نوشته ام نداشته باشید شما فوق العاده حس می کنید هنوز در گذر شناخت و امتحان هستید این نوع برداشت شما از کجا نشات گرفته من واقعا برام قابل هضم نیست !
شما در نامزدی جاده ای انتخاب کردید که بعد از گذر دو ماه بدون کسب شناخت کامل به مقصد نهایی رسیدید بدون اینکه خطبه عقدی جاری شود محرمیت نامزدی محرمیتی نیست که خواسته شود نامزد به خود جرات دهد تا به منزل پدری شما بیاید و نگذارد شب از تنهایی بترسید حتی نیت هوسبازانه ای در کار نباشد باز این آمدن توجیه ندارد این آقای محترم همسر شما نیست وظیفه ای در قبال شما ندارد و محرمیت شما جنبه شناخت دارد نه چیز دیگری .شما فکرش رو کنید یک دختر ازدواج می کند باکره می ماند و طلاق می گیرد و اسم همسر سابق در شناسنامه پاک می شود چون باکره ماند اما خودش و خانواده اش و بستگان و آشنایان و حتی همسر دوم می دانند این دختر یکبار ازدواج کرد این نگاه و برداشت وجود دارد تا هر دختر و پسری به خود جرات ندهد که همین طوری وارد رابطه عاطفی با کسی شود و صیغه محرمیت یا دائم بخواند و در کنار هم خیلی راحت استراحت کنند یک فرهنگ عجین شده ماست نامزدی شما طوری رقم خورد که در ذهن خانواده رسمی شد شما عزیزم تا به اینک در هوای خوش نامزدی و شناخت به سر می برید و این متاثرکننده هست این نامزدی خدای ناکرده برهم بخورد عواقب ناجالبی برای شما بوجود میاد شما رابطه عاطفی و زندگی دونفره هر چند کوتاه مدت رو با ایشان داشتید چه طور امکان داره بعد از همه بده و بستان و اعتماد حرف از شناخت بزنید شما جانم به شناخت رسیدید که این مرد رو به حریم تان راه دادید و فضای دونفره باهاش داشتید برای شناخت که یک مرد رو به حریم خصوصی دعوت نمی کنند نامزدی ساده و محرمیت موقت حریم شخصی داره خیلی در مقابل این دیدگاه تان کم آوردم هر چه کنکاش می کنم سوالی برای جوابام پیدا نمی کنم چه طور امکان داره یک خانوم بعد این همه ماجرا طوری برخورد کند که انگار نه انگار اتفاقی افتاده شما و نامزدتان هر دو مجبور به ادامه هستید اگه ادامه ندید تاوان باید بدید این حالات برخوردی رو کنار بگذارید.

شنبه 13 آبان 1396 ساعت 18:30
امتیاز: 1 0
عجب نامزدی جالبی!!!!
واقعا دنیای شما به اصطلاح مذهبی ها جالبه.
میگم به اصطلاح چون هیچی شما مذهبی نیست جز ادا و اطوار و حرفاتون
وگرنه ما که مذهبی نیستیم هم دوره شناخت و نامزدی مون رو توی خونه تنها سپری نکردیم
بعد تازه میگید نامزدی همینه نمی خوای نخواه؟
خب خانم عزیز این چیزا رو میگی و ناخودآگاه دیگرانی که ما باشیم حق رو به همسر سابق میدیم که شما رو ول کنه بره
منم بودم ول می کردم
شما سی و چند ساله اید ولی رفتارهاتون چارده ساله ست
و البته که طبق چیزی که بارها ازتون دیدم، شک ندارم با بدترین لحن عصبی پاسخ خواهید داد
ولی کاش کمی اعصاب تون رو کنترل کنید و منطقی به کامنتها فکر کنید
و اگر اعصاب ندارید عمومی ننویسید

شنبه 13 آبان 1396 ساعت 16:01
امتیاز: 0 0
رضا [ web ]
دوستان لطفا در مورد نامزدی و مذهبی بودن خانواده موضع منفی و غیر اخلاقی نگیرید . صیغه محرمیت که خونده میشه حلال و زن و شوهر هستند و اینکه حالا یک خانواده اجازه نمیده یا یک خانواده کمتر اجازه میده برای روابط اون یک تصمیم گیری شخصی هست . اگر خانم عالی اینجا حرفاشون را صادقانه میزنند لطفا دوستانه و بدون ناراحتی راهنمایی کنید
و البته اکثر کامنتها همینطوره و معلومه که نگران خانم عالی هستند و راهنمایی ها و نظرات دوستانه هست . ممنون از خانم عالی بابت درج نظرات من خودم گفتم شاید کامنتم تایید نشه . شجاعت و صداقتت را تحسین میکنم

شنبه 13 آبان 1396 ساعت 12:42
امتیاز: 2 0
hasti [ web ]
برخلاف نظر اقاسیاوش من معتقدم علی دخترشو خیلی دوست داره.حاضره خودش تنهایی بکشه ودرد دوربودن از دخترشو تحمل کنه ولی دخترش خوش باشه وهرجور که راحته زندگی کنه.اگه علی دخترشو به زور میورد پیش خودش واز مادرش جدا میکرد این دختر طولی ننی کشید به بیماریهای اعصاب دچار میشد ترس و دلهره واسترس ولذت نبردن از زندگیش جزیی از وجودش میشد.علی از احساس خودش گذشت تا دخترش راحت باشه.دخترش دوست داره با مادرش زندگی کنه.به نظرم هرکسی حق انتخاب داره ونباید بخاطر دل خودمون دیگران را مجبور به انجام.کاری کنیم که از اون خوششون نمیاد

جمعه 12 آبان 1396 ساعت 00:10
امتیاز: 0 0
من یک پیش بینی می کنم تصمینی قول میدم درسته .
اگر این رفتار رو انجام بدید علی جون حتما واکنش نشان میده و شما باید به غلط کردن بیفتید خانواده گرام هم حسابی از شما شاکی میشن.
حق هم داره به خاطر اینکه با شما اتمام حجت کرد و درباره یادگاری هاش حرف ناگفته ای نذاشت این شمایید که در انتظار یک واکنش قابل پیش بینی هستین و مخ تان تاب برداشته.
شما دقیقا به دنبال چه هستید ؟همسر ایده آل. مرد نمونه.همسر مطیع
شما هنوز خبر نداری قضیه عروسک چیه .خبرنداری قضیه طلاق چی بود فقط از خودش شنیدی اون وقت می خواهید ببینید عصبانی میشه یا نه خب من میگم میشه چون خودش با زبان گویایش اقرار کرد این یادگاری براش مهم و باارزشن دیگه منتظر چی هستین معلومه عصبانی میشه همه آدمیزادها عصبانی میشن بهترین مردان و زنان در حالت عادی عصبانی شدن گفت روی وسایل آشپزخانه حساس نباش و خودش روی وسایل خودش حساس نیست دیگه نگفت قلقلک ش بده تا صداش دربیاد من عاشق و شیفته منطق شما خانمای عزیز هستم همه تون قوق العاده هستید همه تون منطق تان روی درجه صد است یک ماشاالله بگم الان رفتم براتون اسپند دود کنم .

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 20:47
امتیاز: 0 0
شما مذهبی ها فقط ادعا دارین بدون خانواده با چادر جلو نامزد راه می رفتید که هیچ حس جنسی سرکشی نکرد شب حتما مثل مجسمه ها با هم لالایی می کردید.

شما گفتید دو طبقه خانه هست یک طبقه مال شماست حال که خانواده برگشتن پس آقا نامزد را بیرید طبقه خودتان در طول 24 ساعت و تا می توانید بشناسیدش شناخت کیلویی. ببینید صبحانه چی میخوره شب هنگام خواب مسواک میزنه ساعت خواب منظمه خودش رو در مقابل شرط و شروط های محرمیت شما حفظ میکنه این دیگه از اون حرفهاست ده روز کمه بیشتر باشه شناااااااخت هم افزایش دهنده .

شرط و شروط های شما درباره محرمیت و نداشتن رابطه زناشویی بهو منو یاد خانم اینک انداخت اون طفلی هم شرط زیاد میذاشت آخر خودش رفت کارهایی کرد که روزگاری نمیخواست همسرش انجام بده شرط هاشو خودش منسوخ کرد شما هم اصفهانی ایشان هم اصفهانی همشهری هستید خب.

تایید کنید و از نگاه خودتون جواب قانع کننده بدید مطمئنم همه ی مخاطبان شما نسبت به این موضوع متعجبن و بروز نمیدن من خودم ذره ای تصور نمی کردم چنین نامزدی هم در چنین خانواده های سالمی وجود داشته باشه که با همه رخدادهای یک دوره نامزدی قطعی احتمال قیچی کردن و فسخ وجود داشته باشدچرا دید افراد رو نسبت به زن مطلقه و خانواده های مذهبی تیره و بدبین می کنید.

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 20:28
امتیاز: 0 0
آبی [ web ]
این اختلافات سلیقه در زندگی زن و مرد که از دو خانواده مختلفن معمول و طبیعی ست زندگی زناشویی همیشه خوش و خرم نیست معتقدم نامزد شما زیادی دیگه شلوغش کرد آستان طاقت و تحمل ش پایین ست و متاسفانه شما هم همینطورین نمیگم باید سریع نازکشی می کردید یا کوتاه می اومدین ولی نباید در این برهه حساس که پای خودتون در میان است و از لحاظ عاطفی دچار ضربه روحی می شوی از جدایی و قطع رابطه حرف می زدید من نمی دونم در ذهن شما چه میگذرد اما واقعا شما و خانواده تون چارچوب درست یک نامزدی بدون حاشیه و دور از نگاه دیگران رعایت نکردید در این حال باورتان شد که نامزدی هستید که اگر ادامه نیافت مشکلی پیش نمی آید مشکل پیش میاد چون فراتر از نامزدی ساده جلو رفتید.من و همسرم دوران نامزدی داشتیم من از یک خانواده ای هستم که خیلی به نظراتم احترام میذارن و بسیار در تصمیم گیری و روابط با دیگران آزادم میذارن من در دوران مجردی همه نوع آزادی مثبت رو داشتم این ها رو گفتم تا بگم با همه ی آزادی ها و با همه ی تفکرات باز من و همسرم هررررررگز خلوت نداشتیم هرگز غیر از فضای خانواده با هم نبودیم منظورم این نیست که شما و نامزد محترم رابطه داشتید بلکه نظرم این است که دلبستگی زیاد محاله در این نوع نامزدی بوجود نیاد که اگه ادامه نیابد این خانم است که می بازد سوالات و تردیدهای اطرافیان محاله بوجود نیاد توقعات زیاد خانواده ها مینی بر ازدواج صد در صدی محاله بوجود نیادخب شما از چه حرف می زنید ؟هیچ خانم باوقار و باکمالاتی نمیاد با خواستگارش نامزد بشه و نامزدش رو مثل مرد خانه پذیرایش باشد شام درست کند بگو و بخند و شوخی و نگاه جنسی که حتما از ناحیه مردان است شک نکنید و در کنار هم خواب آسوده داشته باشد و یک زندگی مستقل رو تجربه کنند و آنگاه به فکر شیطنت که عروسکش رو بذارم روی زمین خب اگه داد زدند دعوا کردند شما لابد می خوای بگید مجبور نیستی ادامه بدی همه چی تموم بشه به همین راحتی اگر اینطور باشه پس باید با همه خواستگارها این راه رو رفت تا دید کدوم بهترن اگر واقعا تا حالا به شناخت نرسیدید و هنوز نمی دونید رفتار این شخص چه طوری است در شرایطهای مختلف امتحانش نکردید پس واسه چی تو منزل تون مثل یک همسر رسمی و دائمی پذیرفتیدش.این نامزدیه یا ...
به شما خانوم نازنین هر کس هر چه بگه ناراحت و دلخور میشی اگر از من ناراحت هم بشی خیالی نیست من دوست داشتم نظرم رو که از روی دشمنی و ناراحت کردن دل کسی نیست بگم می دونم این نامزدی طوری گذشت که اگر دعوا و حرفی بشود قطع ش به ضرر شماست شاید حرفهای شما بعضیهاش درست باشه ولی این جا ایران ست و نباید برای خود چنین داستان هایی درست کرد شروع کردید تا پایانش هم بروید چنین نامزدی بازم میگم چنین نامزدی در اصفهان شیراز تهران مشهد و... حکم یک ازدواج محضری رو دارد در هر فرهنگ و در هر اجتماعی شما که در یک فرهنگ و سبک کاملا خانوادگی و دور از بی بندوباری هستید حتمااااا این نوع نامزدی یک ازدواج دیگر است صیغه محرمیت خواندن و با هم بودن خانگی بدون کسی و برهم زدنش نامزدی مرسومه یانامزدی به سیک غربی هاست !!اگر مرسوم بود بعله امتحان کردن و بکار بردن این جملات درست بود اما نامزدی شما مرسوم صرف شناخت نبود برای خانواده شما از اول این ازدواج جدی بود و با این سفر نشان دادند که جدی جدیست شما هم دیگه جدی باش اگه میخوای دوباره دچار التهاب های بعد از جدایی نشید.
بابت طولانی شدن کامنتم عذرخواهی می کنم .

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 19:18
امتیاز: 2 2
وقت بخیر خانم عالی
فلسفه این مد جدید آشنایی و شناخت چیست ؟
پدر و مادر شما حالا امسال سفر نمی رفتن سال دیگه می رفتند اتفاقی حادث می شد. شناخت شبانه روزی متد جدید است ؟
بعد از این همه شناخت شبانه روزی توصیه میکنم نقشه نکشید و ماجراجویی نکنید نامزد خودش گفت عزیزترین ها پس عاقل باشید و به این عزیزترین ها احترام بذارید و مطمئن باشید خانواده شما مخالف این شناخت های موشکافانه هستند چون راهی انتخاب کردند که اگر برهم بخورد شرمندگی اش برایشان به همراه دارد نامزدی شما چقدر شبیه عروسی بود فکرشو کنید بعد عروسی یک خانم پی کنش و واکنش باشد و حالت دستوری ازعدم اجبار برای ادامه ندادن به همین راحتی مکالمه کند و دم از شناخت بزندبه نظر شما جالب نیست .
دنیای زنانه خیلی جالبه یاد دوران کودکستانم می افتم.

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 14:39
امتیاز: 2 0
رضا [ web ]
واقعا چقدر شانسه دیگه داری دوباره یک نفر دیگه بیاد خواستگاریت و اون کسی باشه که تو بخوای؟ من میگم صفر درصده. خاطراتت را خوندم یک جاهایی از شرایطتت می پرسیدن و میرفتند و حتی قرار خواستگاری هم نمی گذاشتند یادته؟ و این رو هم یادت باشه این داستانها دوباره تکرار خواهد شد و اگر شانسی داشته باشی مردی با 2 3 تا بچه و سن بالاتر و تازه پر از ایرادهای شخصیتی و غیره. آنوقت تو مرد و خانواده به این خوبی را بخاطر یک دستمال و دو تا چوب و تخته از خودت میرنجونی ؟ خانم عالی اگر مرد خوب و خانواده اش خوب هستند شک نکن که به هم خوردن این رابطه بازنده محتوم آن تو هستی چون دحتر برای ازدواج برای آن آقا فراوان هست و این اقا هست که انتخاب کننده هست و شما انتخاب شونده و شوهر برای شما به هزاران شانس و راز و نیاز هم نیست وامیدوارم این واقعیت را بپذیرید و به جای اینکه فردا همان تحقیرهای قبل را مانند اینکه تلفنی شرایطتت را میپرسند و حتی راضی به دیدنت هم نمی شوند را تحمل کنی اجازه ندهی این مسایل مسخره و پیش و پا افتاده باعث جدایی شود و عجبم از اینکه آن همه مشکلات و نذر و نیاز برای شوهر خوب را فراموش کرده ای و حاضری تمام آن توهین ها و تحقیرهای زمان مجردی را تحمل کنی اما از خراب شدن یک پارچه چشم پوشی نکنی. ضمنا به هیچ وجه برای دخترش شرایط سخت نگذار که با این وضع بازنده تو هستی .حرف آخر اینکه تو در شرایطی نیستی که شرط و شروط سخت بگذاری و مطمین باش مردی که برای یک تذکر پارچه شش ساعت با تو قهر میکند هرگز شرایط غیر منطقی شما را برای دخترش نیز نخواهد پذیرفت و به هر حال یک معادله هست فشار ها و ناراحتی های مطلقه بودن یک طرف و زندگی با یک مرد خوب و خانواده خوب با نقاط ضعفی پیش و پا افتاده یک طرف . من چون دوست دارم آینده خوب و امنی داشته باشی نظرم را اگر چه تلخ اما گفتم. حتی اگر مطلقه نبودی و دختر بیست ساله بودی مرد ایده آل پیدا نخواهی کرد مگر همسر قبلیت نبود؟ پس با این وضع بسیار مراقب باش و لطفا بهترین و شاید بزرگترین شانس زندگیت را نابود نکن.

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 09:40
امتیاز: 1 0
تا تقی به توقی می خوره حرف بهم زدن نامزدی رو پیش نکش .جدی میگم ..اصلا و ابدا حرفش رو نزن ..بگو سعی میکنم بهتر بشم و حساسیتم رو کمتر کنم .تو هم کمتر قهر کن سر چیزهای بی خودی ..از این جور حرفها ..ولی مطلقا نگو اگه ناراضی هستی و تحمل نداری تمومش کن

پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 07:14
امتیاز: 0 0
سلام. عالی جان اصلا وارد تقابل و تلافی نباش، سعی کن آنچه را که همسرت را آزار میدهد در رفتارت پیدا و برطرف کنی، شاید لحنت خوب نیست و حالت دستوری دارد یا ... . حتما کانالی را که در ایمیل برایت فرستاده بودم عضو شو و از تجربیات موفق خانمها در برخورد با مشکلات شوهرشان استفاده کن. برایت آرزوی خوشبختی دارم، البته این مستلزم آن است که از ابتدا موانع را با روشهای صحیح حل کنی.

سه‌شنبه 9 آبان 1396 ساعت 23:46
امتیاز: 0 0
سلام
من توی نزدیکان افرادی با حساسیت های شما رو دارم خواهرانه بهتون توصیه میکنم از همین ابتدای زندگی سعی کنید حساسیت هاتون رو کم کنید چون واقعا برای اطرافیان ازار دهنده است در حالیکه به نظر خودتون یه جور امتیازه ...
به نظرم بهتر هم هست که حساسیت ایشون رو در رابطه با یادگاری های عروسک جان امتحان نکنید با توجه به صحبت های قبلی ممکنه باعث سوبرداشت بشه
براتون ارزوی خوشبختی دارم

سه‌شنبه 9 آبان 1396 ساعت 17:10
امتیاز: 1 0
فری [ web ]
خوب چرا سر چیزای بیخودی برا خودتون ناراحتی درست می کنید؟ تو به عنوان خانم کارهای مربوط به خودت رو انجام بده اون هم کارهای مردونه رو انجام بده. وقتی یک مرد می ره توی آشپزخونه مسلما کارهای اون باب میل خانم نیست و باعث ناراحتی می شه.

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 16:15
امتیاز: 0 0
به نظرم اکثر مردها اینجورین کلا با گیر دادن و حساس شدن زن به یه موضوع واکنش نشون میدن ،مثلا منم که سینک برق میندازم بعد با دستمال خشک میکنم به کوچکترین قطره آبی حساس میشم بعد یهو میبینی همسر میاد مثلا بشقاب یا لیوان بشوره با همون حالت آبدار میذاره رو اون قسمت سینک منم عصبی میشم همسرم کلی ناراحت میگه باشه من دیگه ظرف نمیشورم یا ظرفشویی برای ظرف و شستن و خیس شدنه! بارها گفتم من حساسم به سینک اما خیلی رعایت نمیکنه گاهی سخت میگیرم گاهى بیخیال ،اما بد نیست بدونه رو وسایلت حساسی که همیشه حواسش بهشون باشه اما میتونین یه قانون هایی رو برای هم بذارین

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 14:26
امتیاز: 0 0
Setareh [ web ]
حتما این کارو بکن
مساله اینه ادما در شرایط مهمونی و ای لاو یو ، گل و بلبلن
ادمها تو موقعیت های حساس خودشونو نشون میدن

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 13:41
امتیاز: 0 0
گلی [ web ]
میتونم رمزتون داشته باشم البته اگه از نظرتون موردی نیست.
جواب: فرستادم براتون

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 12:03
امتیاز: 0 0
بنظرت یه کم شبیه لجبازی نیست؟
منم خیلی روی وسایلم حساسم درکت میکنم سخته واقعا
من کلی رو خودم کار کردم اما بازم وقتی اتفاقی میفته از درون بهم می‌ریزم ولی تلاش میکنم همسرمو شماتت نکنم اونم تلاش منو برای حفظ آرامش که می‌بینه کلی معذرت خواهی میکنه
قبلا اما با هم دعوامون میشد و اونم معذرت خواهی که نمیکرد هیچ تازه طلب کار هم میشد

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 11:43
امتیاز: 0 0
سلام، بعد از تبریک بابت آرامش و امنیتی که داری و آرزوی تداوم خوشبختی، عالی جان من اوایل زندگی مشترک دقیقا همینطور حساس بودم و فکر میکردم باید جوری رفتار کنم که همسرم هم نسبت به وسایل زندگی مون حساس باشه و مراقبت کنه، اما همسرم که تغییری نکرد و من از نظرش شدم یک زن حساس و پرخشم که بهتره زیاد بهش نزدیک نشد!! بعد از یک مدت متوجه شدم هیچی ارزش لحظه ای ناراحتی خودم و همسرم رو نداره، همین چند ماه پیش از گرون ترین و شیک ترین سرویس پذیرایی م سه تیکه ظرف توسط همسرم شکسته شد و من فقط لبخند زدم( قبلا بخاطر یک بشقاب دم دستی داد کشیده بودم!) همین مسایل کوچیک ذره ذره در ذهن همسرت می مونه و یکدفعه فاجعه اتفاق می افته،
من که این رفتارم بخاطر حساس و زیادی منظم و مرتب بودن مادرم بود و متاسفانه من هم مثل مادرم رفتار میکردم که خدا روشکر الان خودمو تغییر دادم

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 07:53
امتیاز: 0 0
علی باید تمرین کنه وسایل رو درست استفاده کنه و حواسش باشه به چی حساس هستی و ناراحتت نکنه.درکت میکنم.اگه بخوای به خواست دل مردهای مولکولی زندگی کنی همیشه وسایلت داغونه و یا اینکه مدام واسه در حال دور ریختم پول باشی برای تعویض لوازمی که با کمی دقت و احساس مسولیت میشد سالها ازش استفاده کرد.پس به جای خودت و همه زنهای مرتب (نه حساس) به ایشون باید که ایشون باید تمرین کنند که با حواس جمع و لطافت با وسیله های منزل برخورد کنند.در ضمن هر وسیله رو که از قیافه انداختن فورا بنداز دور و هزینه اش رو ازش بگیر و یه دونه عین روز اولش جایگزین کن به مرور یاد میگیره چه جوری برخورد کنه.این بود انشاء یه زن دل سوخته

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 04:14
امتیاز: 0 0
واقعا اینکار رو بکن و عکس العملش رو ببین

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 00:25
امتیاز: 0 0
"گفتم خب دوران نامزدی واسه همینه دیگه. واسه شناخت . اگه میبینی نمیتونی، مجبور نیستی ادامه بدی!"

عالی جان این جمله رو جدی میگید؟؟؟؟؟
شما و آقا علی شب کنار هم می خوابید حالا کاری به رابطه ندارم خب میگیم ندارید به هر حال شب کنار هم به صبح رسوندید با هم در طول ده روز بدون خانواده تو خونه سپری کردید من خوندم یه لحظه حس کردم خطبه عقد خونده شد محرمیت نامزدی این طور نیس" مجبور نیستی ادامه بدی" دیگه چرا !!مگر همه چی به شناسنامه س ؟؟شما و این آقا مثلا ادامه ندید یک شکست دیگه رو برای خودتون ایجاد می کنید من واقعا متعجبم چه طور میشه در این فرم نامزدی نامش رو فقط واسه شناخت گذاشت و اگر نشد گفته بشه اتفاقی نیفتاده .شما دقیقا همانند زوج عقد شده رفتار کردید چطور امکان داره بعدها به فامیل بگید نشد دیگه !!پس حداقل حرف از مجبور نیستی ادامه بدی نزنید شما که خدای نکرده یک خانم صیغه ای نبودید که بعد محرمیت و شب در کنار هم بودن که نیازی نیس رابطه اصلی پیش بیاد جدا که نمی خوابید به هر حال اندام شما دیده میشه مردها هم همه شون لذت درونی می برن اگه واسه شناخت بود که نباید اجازه میدادید شب کنارتون باشه این اطرافیان بدونند چه فکری میکنند داماد شما چه فکری میکنه خب پس از بهم زدن نامزدی در حد امتحان و شوخی هم چیزی به ایشان نگیداگه بهم بخورد من تصور می کنم خیلی فرقی با طلاق ندارد .

دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 00:06
امتیاز: 4 1
عالی جان سلام مرسی که رمزت رو بهم دادی و من بالاخره وقت کردم بخونم و نظر خودم رو میخام بهت بگم. من دوستی دارم که داره دختر همسرش رو نگه میداره از 4 سالگی حدودا نگه داشته و الان بچه کلاس دوم هست. همسرش و همسر سابقش وقتی بچه شون 3 ساله اینا بوده جدا میشن به خاطر خیانت همسر سابق. الان هرچی میشه به دوست من میگه تو بلد نیستی مادری کنی تو فلانی الی بلی الان خودشونم یه دختر یه ساله دارن نذاشت برای بچه ش سیسمونی بخره همه رو گفت وسایل قدیمی اون یکی هست دیگه بدیم به این . بخایم خرید کنیم اون یکی ناراحت میشه یا این مادر یه ذره میخاد دخالت کنه تو تربیت این بچه باباعه نمیذاره و دوستمو خیلی جلو همون بچه تحقیر میکنه در حدی که بچه برگشته گفته تو باید منو نگه داری وگرنه بابام بیرونت میکنه یه چنین چیزایی.خلاصه که بیچاره شده دوستم از نطر روحی خیلی داغونه. حتما حتما حتمااااااااااااا این وضعیت نگه داری بچه رو مشخص کن تکلیفش رو سفت و سخت حتی ببین راهی قانونی هست ثبت کنین؟؟؟ مخصوصا که الان بد سنی هست باز از سن بلوغش بگذره و بیاد پیش شما خیلی قضیه فرق داره و بهتر هست. و بابت پست امروزت، میگن همیشه نامزدتون رو عصبانی کنین ببینین واکنشش چیه و به نظر من حتما اینکارو بکن .الان تو این مورد اون اشتباه کرده بودو شیر رو رها کرده بود و به جای اینکه بیاد جمع و جور کنه قهرم کرده رفته. حتما این اخلاقو زیر نظر بگیر. پیش میاد که ماها همه ناراحت بشیم عصبانی بیشم ولی اگه این یه روتین عصبانی شدن این اقا باشه اصلا به نظرم نوع خوبی نیست و اینکه تو باید بری منت کشی کنی اصلا خوب نیست.میدونم که اینکارو میکنی ولی با دقت بیشتری زیر نظر بگیر همه چی رو ادم نمیخاد از چاله بیوفته تو چاه....:)

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 22:53
امتیاز: 0 0
نوچ چیزی نمیگه.. .

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 22:17
امتیاز: 0 0
عمه [ web ]
سلام.یه خاطره ای ازاین پستت به ذهنم رسید دوست دارم بی قصدوغرض فقط بخونی.مثل تاریخ گذشتگان................من یه مخاطب داشتم که برای دوست شوهرش یه خانمی رو خواستگاری وبعدهم ازدواج کردن.توی مدت 4 -5 سال تمام مدت خانومه از اون دوست شوهرمیپرسیدچیزی ویاکسری توزندگی نداری وایشون درتمام مدت باسعه ی صدر ابراز خوشبختی میکرد.اما همین مخاطبم هر ازگاهی توی مهمونی هاودورهمی هامیدیدکه خانومه گاهی میره توخودش واقاهه دائم درحال نازکشیدن.پشت پرده هم رفته بودن ازمایش وآقاهه متوجه شده بودخانوم عقیم هست اماچون خودش متخصص داخلی بود بظاهربه دخترخانوم گفت من مشکل دارم.تقریبا یکسال هم از تاریخ ازمایش گذشت یه روز مخاطبم متوجه شد خانومه ازخونه شوهر رفته ودرخواست طلاق داده.خلاصه نمیگم ادامه چی شدیانشداما وقتی دوستم باگریه پرسید توهم ازخانومت گله ای داری؟گفت هیچ بدی ندیدم الا اینکه بوسایل جهیزیه اش بشدت وابسته بود تمام مدت منو در گیرمیکردکه وای باکاپشن رومبل ننشین .دستتوبه فلان نزن ویا فلان رو درست استفاده کن.خلاصه که خانومه با توافق جداشداما بعداز ثبت طلاق اقاهه گفت من عقیم نبودم فقط بخاطردوام زندگیم تنهاهمین یک دروغ راگفتم.میخوام بگم آقای همسر درست میگن شاید توی سالهای اول قابل تحمل واغماض باشه اما با کوچکترین جرقه ای شعله ورمیشه.مراقب خودتون باشید

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 21:32
امتیاز: 0 0
سلام
من در جریان زندگی نامزد شما نیستم قضاوت هم ناپسندیست اما در جایگاه یک مرد و پدر معتقدم حرف عروسک های چیده شده در اتاق شان و اینکه عزیزترین چیزایی که دارن و طاقت جابجایی اش رو هم ندارن برای چنین پدری متاسفانه شکل شعار است در عمل کارشون این طور نبود میگم در جریان روند جدایی و مسائل زندگیشون نیستم اما چنین مردی که حالا به هر دلیلی اینطوری اتفاقات براش رقم خورد که براش بهتره این حرفها رو نزنه یک پدر عزیزترینش رو با ناپدری اش راهی غربت نخواهد کرد و نمیذاره خاطرات فرزندش با یک مرد (ناپدری) دیگر رقم بخورداینکه دختر به مادر بیشتر نیاز داره و دوران بلوغشه قبوله ولی اگر نامادری آسیبه ناپدری هم آسیبه و یک زن که همون مادره اقتدار یک پدر رو نداره شاید با دخترش رفتار درستی توسط همسر مادرانجام نگیره یک پدر مقتدر و عاشق هرگز سرنوشت دخترش رو به یک مرد غریبه نخواهد داد الان خودش راحت می تونه ازدواج بکند مانع نداره پس بهتره این ادای پدر خوبها رو برای شما درنیاره نیازی بهش نیست باید به این مسله فکر کنند که چرا عزیزترینش در طول این مدت یک پیامک به پدرش نداد ادا در نیاوردن یک پدر مسوولیت پذیر رو بایدجزء این تمرین ها ساده در نظر بگیرن بد نیست .

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 21:17
امتیاز: 0 0
چه جالب یه برش از واقعیت زندگی بود این پست‌....منظورم اینه که خیلی پیش میاد این مسائل99719

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 20:59
امتیاز: 0 0
همسر منم سر همین مساله بهم میگفت تو ایرادگیری و همین رفتار نامزد شما را داشت بدترم اینکه میدونست روی چه چیزایی حساسم بدتر اون کار رو میکرد حالا عمد یا عادت بودنش رو نمیدونم ..اما متهم به وسواسی بودن و ایراد گیر بودن شدم اما به قول شما اگر کاری را که روش حساس بود انجام میدادم یا نمیدادم خیلییییی بهش بر میخورد ..این بود که من همیشه میترسیدم از حرف زدن از گفتن چیزی مثلا تمام در کمد و کشوها را باز میزاشت تا ته بهش میگفتم ببند وقتی کارت تموم میشه میگفت تو ایراد گیری و چیزایی از این دست حتی موقع خرید میگفت چون ایراد گیری همون اول نمیخری ...منم دیگه حرفی نمیزدم و کاری بهش نداشتم ولی خیلی اذیت میشدم

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 19:07
امتیاز: 1 0
مردا ازونجایی ک کلی نگرن خیلی روی وسایل و تمیزی اینا مثل خانما حساس نیستند البته برخی مردا استثنااند که اونارو نمیگم، و اما زنان جزیی نگرند و حالا اگه یه زنی این وسط یه کوچولو وسواس هم داشته باشه رو تروتمیز بودن دیگه واقعا رو مخ مرده
منم فکر میکنم تو هم روی خیلی تمیزو مرتب بودن خونه حساسی و اینو از مادرت به ارث یردی چون قبلا گفته بودی که مامانت حساسن، ب هر حال تو همه زنو مردا یه همچین چیزی هست و اصلا و ابدا کارش رو تلافی نکن ک این خودش باعث کدورتهای بعدی مراقب رفتارت باش

یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 17:54
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.