X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 21 آبان 1396

نه سیخ بسوزه نه کباب اما خودت.......

آدم همیشه نمیتونه دل همه رو به دست بیاره و به میل همه رفتار کنه.

مثلا همین مدت، من هم باید هوای مامان و بابام رو میداشتم هم هوای علی رو. هم خانواده خودم هم خانواده علی و این وقتی سخت میشه که این خواسته ها انجام دادنش برای یک نفر خوشحالی و برای یکی دیگه ناراحتی میاره.

من و علی دیگه یاد گرفتیم روی خیلی از رفتارا و حرفا حساس نباشم اما خانواده ها هنوز تو حال و هوای خودشون هستن و برای خودشون کلی باید و نباید دارن.(البته بی منظور و از روی رسم و رسومات)

باید اینکارو میکرد. باید میرفت باید می اومد. نباید اونکارو میکرد. باید میگفت و .........

اما ما دیگه خیلی از این بایدها و نبایدها برامون بی اهمیت هستن و اگه بخوایم انجامشون بدیم باعث رنجش همدیگه میشه و اگه انجام ندیم باعث رنجش خانواده ها.

................

چند شب پیش حدود ساعت ده شب به بابا گفتم میخوام برم جایی، منو میبرین گفتن نه! گفتم پس خودم برم؟ گفتن برو.

نیازی نمیدیدم توضیح بدم کجا میرم و چی شده.

ساعت ۱۲ شب که برگشتم درب ورودی قفل بود از داخل و مامان اینا خوابیده بودن. ماشین رو گذاشتم توی حیاط، خوب شد علی اومده بود دنبالم. مجبور شدم برم خونشون و همون شب یعنی نصف شبش باباش اینا برمیگشتن. تا نزدیکای صبح همه خواهر برادرا و بابا و مامانش نشسته بودن به حرف زدن.یه دو ساعت بعد نماز خوابیدیم و بعدش علی منو برد باشگاه(دیرم شده بود و با همون لباسا رفتم) و از اونطرف رفتم سرکار و بعدازظهر برگشتم خونه.

الان سه روزه بابام رفتن تو قیافه و مامانم غرغر میکنن که چرا اونشب بدون هیچ حرفی از خونه رفتم بیرون!

خب کجا دارم برم؟ یا رفتم پیش علی یا یه کاری داشتم که نمیتونستم بگم. چرا باید وقتی برمیگردم در خونه قفل باشه و اینجوری رفتار بشه؟

................

وقتی مامان اینا از کربلا اومدن، مامان گفتن علی نیاد اینجا که کسی قبل عقد نبینتش! علی هم به احترام مامان نیومد. اما خانواده علی مدام اصرار میکردن که من اونجا باشم و منو به همه معرفی کنن. خب منم تک و توک رفتم.

حالا مامان شاکی شدن که چرا اونا عروس رو قبل عقد دیدن ولی ما داماد رو نذاشتیم کسی ببینه؟! چرا تو رفتی اونجا؟! چرا علی نیومد اینجا؟!

میگم مادر من خودتون گفتین نیاد. اونا میخواستن عروسشون رو مردم ببینن شما نخواستین. من باید چیکار کنم این وسط. یه بار،دوبار،سه بار، چهاربار میتونم بهونه بیارم که نمیام. دفعه پنجم که علی میاد دنبالم و میگه لباس بپوش بریم که نمیتونم باهاش دعوا کنم و لجبازی و بگم نمیام!

من نمیخوام سر چیزای الکی رابطه قشنگم رو خراب کنم.

اما در مقابل متهم میشم به اینکه تا علی اومده بقیه رو یادم رفته و ازم میرنجن.

من میدونم علی هم تو خیلی از مواقع جلوی خانواده ش ایستاده تا من اذیت نشم.

خدایا خودت بخیر کن این مدت رو.

نظرات (12)
F.a [ web ]
کجایی عالی جون
خوبی خانم? علی اقا خوبن?
به سلامتی کی جشن عقد وعروسیه?
جواب: خوبیم شکرخدا.
هنوز معلوم نیس. هیچ کاری نکردیم هنوز

یکشنبه 28 آبان 1396 ساعت 23:10
امتیاز: 0 0
راستی یک نکته برای وقتی انشالله خواستی عقد کنی عالی جون.
تو تلویزیون یک بار حاج آقایی می گفت بعضی خانواده ها مرتکب اشتباهی میشن، اونم اینکه دختر و پسر رو برای مدتی عقد موقت می کنند، بعد در حالی که هنوز مدت اون صیغه موقت تموم نشده اقدام به جاری کردن صیغه عقد دائم می کنند. در حالی که عقد رو عقد جاری نمیشه و اون عقد دائم باطله. باید صبر کنند مدت صیغه تموم بشه بعد عقد دائم رو بخونند، یا قبل از جاری کردن عقد دائم، اون صیغه رو پس بخونند.
گفتم یه وقت نکنه شما هم این اشتباهو بکنین
جواب: بله عزیزم. ممنون

یکشنبه 28 آبان 1396 ساعت 13:35
امتیاز: 0 0
عزیزم
ان شاءالله خدا کمکت کنه از پس این قضایا بربیایی
واقعا یه جاهایی آدم کم میاره
نمی‌دونم چرا خیلی مسائل که بنظر بدیهی میان یهو معضلی میشن برا خودشون. اونوقته که هرچی هم توضیح بدی بازم بقیه حرف خودشونو می‌زنن
جواب: توکل بخدا

شنبه 27 آبان 1396 ساعت 00:04
امتیاز: 0 0
شاید باورت نشه من هشت سال هست که ازدواج کردم٬ بچه دارم٬ چندین ساله که دارم خارج از ایران زندگی می کنم ولی هنوز هم اگر بخوام تو ساعتهایی که ممکنه پدر و مادرم یا پدر و مادر همسرم زنگ بزنند جایی بروم حتما بهشون می گم نه به خاطر اینکه بخوان دخالت کنند بلکه می دونم تا سرحد مرگ دلواپس میشند. این جوری هم آرامش خودم حفظ میشه. سعی کن از هر راهی که میشه آرامش خودت و همسرت رو حفظ کنی حتی اگر مجبور باشی زبونی بله چشم بگی بعد هر کاری به صلاح هست رو انجام بدی. البته این نظر و روش من هست و نظر بقیه بسیار محترم.
جواب: درسته

چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 21:59
امتیاز: 0 0
خوب چرا زنگ نزدی؟ تماس تلفنی میگرفتی یا زنگ در رو میزدی تا برات در رو باز کنند. به نظر من تا وقتی توی اون جامعه زندگی میکنی باید یک سری مسایل رو رغایت کنی، نمیشه که هم حمایت صد در صد مالی و معنوی پدر و مادر رو بخوایم هم بگیم لازم نمیدیدم بگم کجا میرم
جواب: چون خواب بودن و نمیخواستم بیدارشون کنم.

چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 16:52
امتیاز: 0 0
نامزدی ت خیلی خوب بوده عالی
خیلی چیزا روشن شده برات مطمئن تر شدی و مسلط ب شرایط و اوضاع
تبریک

عالی باشی عالی همیشه :)
جواب: در حقیقت خودمم دلم میخواست یکی دوتا از اقوامشون رو ببینم تا بفهم سطح فرهنگی فامیلشون چجوری هست.

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 21:19
امتیاز: 0 0
وای خدا داستاناتون شروع شده پس!!!
خدا رحم کنه!!همیشه تو عقد و عروسی حرف و حدیث هست!بعد عقد سریع برید سر خونه زندگی خودتون!! نذار این خاله زنک بازیا حستونو خراب کنه.مهم فقط خودتونید
یاد ماجراهای خودمون افتادم!!همش توقع!!همش داخوری!!
جواب: همه جا همینجوره. خوبیش اینه که زود حل میشه

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 20:06
امتیاز: 0 0
نمیدونم چرا بعضی دوستان فکر میکنند این حرف ها و رفتارها در دوران نامزدی غیر متعارفه والا خیلی هم متعارفه ما که تو فامیلمون همه دخترا مثل شما هستند عالی جان خب نامزدی برای همین چیزاست حالا چرا بعضی دوستان انقدر متعجبانه برخورد میکنند واقعا نمیفهمم
جواب: یه عده میخوان بگن چون تو دوران نامزدی محرم شدی و رفت و آمد داشتی و فامیل فهمیدن این حرفا پیش اومده. در حالی که سراغ دارم حتی کسایی که این مدلی هم نامزدی نداشتن سر چیزای دیگه حرف و نقل داشتن.

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 15:31
امتیاز: 0 0
اینکه اونوقت شب میرین بیرون و چیزی هم نمیگین یه کم عجیبه
جواب: ساعت ۱۰ شب کجاش عجیبه؟
اونم وقتی قبلش گفتم منو ببرین گفتن خودت برو

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 13:57
امتیاز: 0 0
سلام عالی جان شما بهترین کار رو کردی من هم جای شما بودن دقیقا همین کارو می کردم
هر کسی یه اخلاقی داره خوب اونا دوست داشتن عروسشون معرفی کنن اتفاقا کار مامانتون اشتباه بوده
ان شاا... خوشبخت بشی حرف همیشه هست به دل نگیر
این جور مواقع دست پیش بگیر شما باید توقع می کردی هنوز هیچی نشده درو روم بستید
جواب: میدونی در واقع کار مامانم هم بازتاب رفتار علی بود که یه بار گفت الان صلاح نیس من بیام باغ.
البته که اونروز واقعا جاش نبود که بیاد اما مامان فکر کردن خودش تمایلی نداره واسه همسن کلا گفتن قبل عقد تو فامیل دیده نشه.

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 06:29
امتیاز: 0 0
خدا را شکر با خیال راحت و علم به خیلی چیزا به آقای علی بله میگید اگر این باشه خیلی به شما تبریگ میگم انشاالله خوشبخت باشید من و دیگر دوستان معترض غرضی نداریم شما را هم ندیدیم که بخواهیم قضاوت تون کنیم من مخالف سحطی نگریم و به خودم اجازه نمیدم سحطی به مسائل دیگران نگاه کنم درسته ما در بطن این دو ماه نبودیم اما با همه این اوصاف نامزدی شما بهتر از این باید می بود اینکه دیگران مشکلات داشتند و بدون محرمیت و نامزدی دچار اختلاف شدند به شما ارتباطی نداره اونا احتمالا راهشان از هم جدا شد شما که قصد بهم زدن و دوستی سر سری نداشتید که محرم بودید و همه مطلع پس نباید این طور توجیه کرد.
شما نباید به میل خانواده علی روی حیثیت خودتان پا بذارید دوران نامزدی جای دیدن عروس توسط فامیل نیست اونا خیلی چیزها دلشان میخواد .شما در طول نامزدی به رفتار مادر نامزد واکنش ذوق زده ای نشون میدید که برای شما درست نیست من یک همسر و آقا هستم دلسوزانه و برادرانه به شما میگم علی جان و هر کس دیگری نباید بفهمد در زندگی گذشته تان چه گذشت فقط دلیل طلاق والسلام این سادگی ها خیلی عواقب داره مگه علی عزیز خیلی ناب و زلاله که این همه هنوز اول راه بهش اعتمادهای کذایی دارید مهربانی و صمیمیت یک موضوع طبیعی در این دوران خاص هست همه این طورین قرار هم نیست کسی عصبانی نشه عصبانیت هم یک واکنش طبیعه پس همسر آینده شما یک انسان معمولی با همه ی خطاها و خوبی هاست این سوتی ها زنانه برای شما چند سال دیگر گران تمام می شود ما آدمها همه مون کل اجمعین از ضعف و سوژه بدمون نمیاد سوژه ندید که تو دعوا بگه حق با همان افراد سابق بود که تحویلت نمی گرفتند تو دعوا حلوا خیرات نمیشه که همیشه هم دوران شاد نامزدی برپا نیست زندگی مشترک خیلی دغدغه ها و پیچ در پیچ داره یک مرد پیش خودش طبیعی میگه چرا خانواده همسر سابق محل ش نمیذاشتن و این نشانه بی ارزشی شماست و در یک برهه ای فکر میکنه نسبت به محبت های خانواده اش باید منت هم بذاره خود شما که میدونی زندگی مشترک یک بدبختیش عادی شدن و یکنواختیه کسانی در این دوران مصونن و بد نمی بینند که ضعف نداشته باشند ای بابا ما آدمیزادیم فرشتگان و ملائکه های آسمانی که نیستیم کمی سیاست داشته باش.
جواب: چشم

یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 19:40
امتیاز: 0 0
یادتون است اون اوایل نامزدی شما آقایی به نام هومن گفتند نامزدی شما فرمولیته است و نیازی نبود خانواده شما و خودتون مال حرف نامزدی نیستید شما خیلی دلخور شدین منم از حرفاش خوشم نیامد زود داشت قضاوت می کرد و ذهن شما را داشت با منفیات خراب میکرد ولی حالا خیلی رسا و مستقیما اعتراف کردید کمااینکه اعتراف هم نمی کردید ما مخاطبان فهمیده بودیم نامزدی شما جزء حاشیه و دلخوری های بی مورد هیچی ندااااااشت .من جواب نمی خوام فقط انصافا با خود فکر کنید واسه چی از حرف به حق دیگران ناراحت می شوی در حالی که خود شما دارید اقرار می کنید این نامزدی جزء پر شدن شیر تو گاز و سر دستمال قهر کردن و خانواده ها یکی داماد رو نبینه یکی عروس بیاد مردم ببینن خب میگی عروس رو خواستند قبل عقد ببینند پس همه چی تمام شده بود آخه خانم عالی در دوران نامزدی که به گفته شما دوران شناخت و تمرینه کسی از عروس و دامادش قبل عقد که هنوز در حد کاندید بودن برای ازدواجه رونمایی نمیکند الان باید چه گفت تا به روحیات ظریف شما بر نخورد؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما در طول دو ماه تکلیف ت معلوم بود و به دیگران فقط خواستید بفهمانید این دفعه عجول و هول نبودید.
قضیه عروسک را می توانستی بعد عقد هم بفهمید و با هم به توافق برسید و اتمام حجت کنید که این مسائل مطرح نشه این به نامزدی نیازی نداشت دو ماه بود تمام شد ما که ناراحت نیستیم ولی این حاشیه ها همش ناشی از همین عقد نبودن و بلاتکلیفی ظاهری بود که باید به خانواده شما حق داد به آقا علی هم باید حق داد که جلوی خانواده اش ایستاد تا شما اذیت نشید چون دائم نبودید و از برهم خوردن می ترسید چیکاری خب همون اول عقد می کردید.
چی بدست اااااااااااااومد خدایی بگید تا دیگران از نامزدی مدل جدید شما بیاموزند عصبانی نشید ماشاالله بالغ و فهیم هستی این نامزدی بناش از اول درست گذاشته نشده بود نامزدی این همه حرف و حاشیه داشته باشه خیلی خوب نیست خودتون مسبب این حواشی ها بودید نامزدی بلد نبودید و نمی دونستید باید چه رفتار و مواردی رعایت کنید حالا درست تصمیم جدی مبنی بر ازدواج رسمی بعد صفر داشتید ولی تصمیم جدی نامزد نمی کند بعد از خواستگاری عقد می کند و بر سر خود و دیگران و خواستگار شیره نمی مالد .
جواب: این همه حاشیه به وجود نیومده.
همه کسایی که نامزد میکنن بدون محرمیت و به غیر این شیوه هم مشکلات دارن.
این اتفاقا و حرفایی که زده میشه همه جا وجود داره و ربطی به سبک ازدواج و دوران نامزدی و شیوه و مدل نامزدی نداره.
..............
این نامزدی ممکنه به نظر شماها غیر متعارف بود و چیزی نداشت اما برای من خیلی چیزا دو مشخص کرد و الان دیگه وقتی به علی بله میدم با خیال راحت و علم به خیلی از چیزا هست. چیزایی که اگه همون دوماه پیش بله میدادم نمیتونستم بهشون برسم. شاید از نظر شماها درست نبوده اما به نظر خودم خیلی خوب بود، حتی اگه حرف و دلخوری داشت.
شما چرا اصرار دارین بگین کارم اشتباه بوده و الان دارم چوبش رو میخورم؟
من فقط یه اتفاق رو نقل کردم این دلیل بر پشیمونی و اشتباه کارم نیس!
قضیه عروسک هم باید قبل از عقد تکلیفش مشخص میشد برای هر دو طرف نه بعد از عقد که دیگه کار از کار گذشته.

یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 18:49
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.