X
تبلیغات
رایتل
جمعه 3 آذر 1396

دیشب علی اومد خونمون که با بابام حرف بزنه، نشستن باهم حرف زدن. علی جلوی بابا بهم گفت ما برای ۹.۹میریم محضر و من توی این یه هفته همه کارا رو جفت و جور میکنم، شما غصه نخور! به مامانمم میگم که فردا زنگ بزنن خونتون.(البته مامان علی از یکشنبه تا حالا دیسک کمرشون مشکل پیدا کرده و خوابیدن).

خلاصه دیشب که علی رفت دو سه ساعت بعدش خبر دار شدم که چندتا از جوونای فامیل به اضافه خواهرو بچه خواهرش تصادف کردن و بردنشون بیمارستان! شکرخدا بخیر گذشته و جز شکستگی دست و پا مشکلی پیش نیومده اما تا الان توی بیمارستان هستن و علی هم دیشب تا حالا اونجاس.

مثلا قرار بود امروز بریم محضر و برگه معرفی آزمایشگاه رو بگیریم.

با این اوصاف فکر نکنم خبری بشه این هفته!

نظرات (4)
F.a [ web ]
ان شاالله خدا خیر وخوشبختی براتون مقرر کنه
جواب: الهی آمیییین

دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت 15:54
امتیاز: 0 0
سلام عالی خانم وای چه چیزایی پیش اومده تو این چند روز مواظب خودتون باشید والا این چشم و نظر واقعا بده ..ان شاالله که هر چی خیره پیش میاد و بزودی میرید سر خونه زندگی خودتون و خیالتون راحت میشه ...خواهش میکنم لطفا برای پسر منم دعا کنید موقع عقد
جواب: سلام
چشم حتما دعا میکنم

یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 10:29
امتیاز: 0 0
ناراحت نباش عزیزم، حتما حکمتی هست که فعلا کار عقدتون جور نشده. ایشالله هر چی پیش میاد خیر باشه برات.
جواب: یه چیزی بگم شاید بخندی اما خانواده علی اعتقاد دارن چشم و نظر بوده آخه همون شب حادثه یکی از دیوارهای پذیراییشون نشست کرده و الان تو خونشون بساط بنایی برپاس.

شنبه 4 آذر 1396 ساعت 22:37
امتیاز: 0 0
خدا رو شکر به خیر گذشت.
ایشالله تو هم هر چه زودتر میری سر خونه و زندگیت و خوشبخت میشی
جواب: ان شاالله.
برام دعا کن

شنبه 4 آذر 1396 ساعت 14:04
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.