X
تبلیغات
زولا

من در مورد عروسک اشتباه کردم. اونموقعی که علی گفت نیست ، همین نبودنش به نظرم کافی بود. فکر میکردم همین که با ما زندگی نکنه یعنی مشکلی برامون به وجود نمیاد. فکر کردم همین که نباشه مزاحمتی نداره. اره اشتباه کردم. چون نمیدونستم  و کسی هم بهم نگفت که فکرش همیشه هست. حرفش همیشه هست. اما در مورد انتخاب علی اشتباه نکردم و اونقدر عاشقشم که شاید اگه یه روزی عروسک بخواد بیاد، باهاش مخالفتی نکنم.

حالا هم نمیگم فکرش  نباشه. باشه. من میشم بیخیال دنده پهن ! مهم نیست اگه تفریحمون خراب میشه. مهم نیست اگه علی موقع حرف زدن ازش بغض میکنه. مهم نیست عکسش رو که میبینه آه میکشه. 

نه اینکه غم علی مهم نباشه که هست که ناراحتیش که آه کشیدنش آتیش میزنه وجودمو. اما ناراحتی من مهم نیست. 

بزار فکر کنم علی هزار دست انداز داره رد کنه تا برسه بهش اما به خاطر من ازشون رد نمیشه! 

.........

ممنونم که دلسوزی میکنین. نقد میکنین. توصیه میکنین.

اما من دیگه دلم نمیخواد تا وقتی عروسک پیداش نشده در مورد چیزی بگم یا چیزی بشنوم.

........

شما فکر کنین دارم فرار میکنم از واقعیت!



تاریخ : سه‌شنبه 26 دی 1396 | 13:56 | نویسنده : عالی | نظرات (18)


  • paper | خرید آگهی رپرتاژ | فروش بک لینک دائمی
  • فال تاروت شش کارتی | پردیس سی