X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 26 دی 1396

یک عدد عالیِ بی منطقِ انحصارطلبِ حسودِ نقدناپذیرِ حساسِ عاشق علی

من در مورد عروسک اشتباه کردم. اونموقعی که علی گفت نیست ، همین نبودنش به نظرم کافی بود. فکر میکردم همین که با ما زندگی نکنه یعنی مشکلی برامون به وجود نمیاد. فکر کردم همین که نباشه مزاحمتی نداره. اره اشتباه کردم. چون نمیدونستم  و کسی هم بهم نگفت که فکرش همیشه هست. حرفش همیشه هست. اما در مورد انتخاب علی اشتباه نکردم و اونقدر عاشقشم که شاید اگه یه روزی عروسک بخواد بیاد، باهاش مخالفتی نکنم.

حالا هم نمیگم فکرش  نباشه. باشه. من میشم بیخیال دنده پهن ! مهم نیست اگه تفریحمون خراب میشه. مهم نیست اگه علی موقع حرف زدن ازش بغض میکنه. مهم نیست عکسش رو که میبینه آه میکشه. 

نه اینکه غم علی مهم نباشه که هست که ناراحتیش که آه کشیدنش آتیش میزنه وجودمو. اما ناراحتی من مهم نیست. 

بزار فکر کنم علی هزار دست انداز داره رد کنه تا برسه بهش اما به خاطر من ازشون رد نمیشه! 

.........

ممنونم که دلسوزی میکنین. نقد میکنین. توصیه میکنین.

اما من دیگه دلم نمیخواد تا وقتی عروسک پیداش نشده در مورد چیزی بگم یا چیزی بشنوم.

........

شما فکر کنین دارم فرار میکنم از واقعیت!

نظرات (18)
سحر [ web ]
سلام عزیزم
من رمزتون رو گم کردم
میشه دوباره برام بفرستی؟ ممنون میشم
جواب: سلام
بله براتون فرستادم

چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت 15:12
امتیاز: 0 0
اسو [ web ]
دلم برات تنگ شده
جواب: عزیزم

سه‌شنبه 3 بهمن 1396 ساعت 01:13
امتیاز: 0 0
اسو [ web ]
عالی جون سلام عزیزم خوبی بیا بنویس دلمون برات تنگ شده عروس خانی
جواب: سلام اسو جان.

یکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت 22:00
امتیاز: 0 0
عالی جان من خودم شخصا اگه کامنتی مخالف نظرت گذاشتم به خاطر اینه که حس میکنم تو و علی به هم میاین و با هم مچ هستین ولی با سخت گیری زیاد رابطه تون رو داری سرد میکنی، یه رابطه یه شبه خراب نمیشه خرد خرد همین چیزا جمع میشه یهو میبینی ازون عشق و علاقه فقط دلخوری و بی حسی مونده، و واقعا حیفه. دیگه نقدت نمیکنم که ناراحت نشی ولی هر وقت خواستی بین خودتون دلخوری پیش بیاری یا زیادی حساسیت نشون بدی یاد اون روزایی که نداشتیش بیفت و کمی باهاش باگذشت تر باش.
جواب: بخدا خیلی ملاحظه ش رو میکنم.

شنبه 30 دی 1396 ساعت 22:11
امتیاز: 0 0
آرامش یعنی همین
آفرین
جواب: امید بخدا

شنبه 30 دی 1396 ساعت 14:03
امتیاز: 0 0
عالی جون همه دوستت داریم
موفق باشی
جواب: منم دوستتون دارم

شنبه 30 دی 1396 ساعت 01:08
امتیاز: 0 0
س [ web ]
سلام عالی خانوم من طبق تجربم میگم ک این حس و حال حضور دائم فرزند از زندگی قبل توی تمام لحظه های خوش مربوط ب اوایل رابطه شما خواهدبود منم از یه جایی ب بعد پذیرفتم قلبا ک توی خصوصی ترین ساعتای دونفره مون ذکری از فرزندش بیاد بدتر اینکه هروقت دیدن دخترش ب تعویق میفتاد رابطش بامن تحت تاثیر قرار میگرفت ازنظر عاطفی شدیدا شکننده بود بارها ازش گله کردم ک چرا باید دوتا محبت از دو جنس متفاوت برات رقیب هم باشن ک هرکدوم زیاد شه اون یکی کم شه من کلا آدم حسودی نبودم و نیستم اما افراط و بروز اشتباه همسرم باعث شد کم کم نسبت ب رابطه خودمون حس منفی بگیرم اما خیلی زود حساسیتمو گذاشتم کنار گذاشتم راحت باشه و اشتباه کنه چندماه بعد کاملا اون قضیه حل شد البته الانم کافیه من از شیرین زبونی ی بچه توی فامیل حرف بزنم تا باذوق فیلم دخترشو برام توی گوشی نشون بده یا زنگ بزنه بهش و بذاره روی پخش تا شیرین زبونیشو بشنوم خب الان میدونم جایگاه من خیلی با دخترش متفاوته و هرکدوممونو توی جایگاه خودش خیلی دوس داره بنظرم این قاطی کردن فرزند توی همه موقعیتای خاص مال اوایل رابطه اس و اگ خیلی اشتباه نکنن دوطرف حل میشه
جواب: امید بخدا

پنج‌شنبه 28 دی 1396 ساعت 02:01
امتیاز: 1 0
فری [ web ]
سلام چه خوبه که حرف های دوستان تاثیر گذار بود . عزیزم تو سیاست نداری بجا اینکه حرف هایی بزنی که همه تو رو حسود خطاب کنند اون بچه که پیش تو نیست حداقل با یه زبون محبت آمیز می تونی هم خودت رو به همسرت نزدیکتر کنی هم به اون بچه عشق بورزی. مطمئنا عشق ورزیدن بهتر از حسادته و زندگی خودت هم شیرین تر می شه.
جواب: سلام
بعضی از حرفای دوستان که تاثیر منفی داشت.
من به همسرم نزدیک هستم شکرخدا.

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 16:15
امتیاز: 0 0
عالی جان اینقدر خودت رو عذاب نده...به زودی مامان میشی انشالله و مطمین باش احساست کاملا نسبت به این روحیه علی و وجود عروسک عوض میشه ...تو از چیزی اذیتی که درکش نمیکنی بهت قووووول میدم وقتی مامان بشی کاملا متفاوت فکر میکنی .
جواب: اره ممکنه

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 15:51
امتیاز: 0 0
عالی جانم دوست خوبم برات خوشبختی و سلامتی و روزهای خوب کنار همسرت دعا میکنم قطعا تمام ماها که کامنت میزاریم براتون اگر در موقعیت قبل و بعد شما بودیم و به قول معروف با کفش شما راه میرفتیم بسا حساسیت های بیشتری نشون میدادیم هر چند از کلمه حساسیت درباره شما خوشم نمیاد بهتره بگم دلنگرانی ها و فکر مشغولی های شما ...چون شما حساس نیستید فقط یه زن هستید که نگران و دلواپس زندگیتون هستید درست مثل خود من و بقیه زن ها ..ان شاالله خبرای عروسی رو بنویسید
جواب: ممنونم خانم چیکسای عزیز

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 13:17
امتیاز: 0 0
عالی یکبار من و میم داشتیم در مورد تجاوز به زنانِ شوهردار حرف میزدیم! موردی پیش آمده بود و هر دو پکر بودیم! به هرحال، هر دویِ ما آدمهای مذهبی هستیم و برامون تصورش هم سخت بود! اما اون لحظه میم یه چیزی بهم گفت که واقعا برایِ همه زندگیم راهگشا بود! گفت: اگه این اتفاق برات افتاد، سعی کن از این وضعیت هم لذت ببری!!! سخت نگیر! من کاملا درک میکنم و راضی نیستم که ناراحت بشی!

عالی جان...
هممون روزهای تلخ و ناراحت کننده داریم، می تونیم این روزها رو با بدترین حال رد کنیم یا بهترین حال! این انتخاب ماست! تو علی رو پسندیدی، خیلی هم مرد خوب و بااحساسیه! اما ناخواسته عروسک رو تو ماجرا انکار کردی و فکر کردی اگر تو انکار کنی، حتما دیده نمیشه! اما چیزی که هست، قابل انکار نیست! پس انتخاب کن که از همین شرایط هم لذت ببری!
عالی جان...
اگر به خیلی زندگیها نگاه کنی، میبینی که مشکلاتِ غیرقابلِ حلِ زیادی دارند و آرزوشون بوده که در موقعیت تو باشند! پس به این اتفاق به چشم دانشگاه نگاه کن، اول بپذیر ماجرا رو و بعد بزارش کنار، چون تو الان داری لحظاتتون رو خراب میکنی بابت اتفاقی که هنوز نیفتاده! شک نکن که حتی بودن عروسک تو زندگیت هم نمی تونه حالِ خوبِ تو رو عوض کنه چون ایمان داری که حتما اون چیزی که خدا سر راهت قرار داده برات بهترینه!
عالی جان...
من که از بیرون به زندگیت نگاه می کنم، همه چیز به چشمم خیلی طبیعی میاد، زنی که تمام و کمال همسرش رو می خواد، مردی که با اینکه پیشِ عشقشِ اما نمی تونه چشم بر وظایفِ پدرانه اش ببنده و فقط دلش می خواد که خیالش راحت بشه دخترش در آرامشِ کاملِ و هر از چندی دخترش رو ببینه! دختری که جبر روزگار باعث شده زندگی با مادر رو ترجیح بده به زندگی با پدر اما طبیعتا دلش برای پدرش تنگ میشه و خیلی دلش می خواد که اگر بودنش با مادرش تهدید نشه، پدرش رو هر از گاهی ببینه و در آغوش بکشه...

و یه چیز دیگه، اگر مادر عروسک بعدِ طلاق ازدواج کرده و علی هیچ مزاحمتی براش ایجاد نکرده، شک نکن که اون زن الان در آرامشه و دخترش هم پیششه و هیچ مشکلی در زندگی شما ایجاد نمیکنه! پس با خیال راحت از زندگیت لذت ببر...سخت نگیر دخترجان...زندگی کن عزیزم...
جواب: چشم. زندگی رو زندگی میکنم

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 10:19
امتیاز: 1 0
در ضمن یادم رفت بگم به نظرم این عکس العملهایی که انجام میدی طبیعیه و همین که سعی میکنی علی را دوست داشته باشی و داری با زندگی جدید وفق پیدا میکنی یعنی بینظیری
جواب: ممنونم

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 10:17
امتیاز: 0 0
تو حق داری که هرکاری که دوست داری و صلاح میدونی و فکر میکنی موجب آرامشت میشه انجام بدی
خواننده های وبلاگ حق ناراحت کردنت را ندارن
جواب: کلا آدم حرف مخالف میشنوه ناراحت میشه اما یکی این حرف مخالف رو با ادب بیان میکنه یکی با تمسخر. من از حرف مخالف همراه با تمسخر و توهین ناراحت میشم

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 10:16
امتیاز: 0 0
کامنتای پست قبل رو خوندم ، ب نظرم بویی از نقد نداشت و همش ی جوری غرض و مرض داشت. عالی جان ی پیشنهاد یا توصیه ، دیگه جواب کامنتهای غرض دار رو نده ، پست در جواب چرندیاتشون ننویس . اونا مریضن و همینو میخان ، منم اون قدیما ک بیشتر ار خودم مینوشتم ازین مریضها کامنت میدادن و منم هی حرص میخوردم و جواب میدادم ، بعد ی مدت دیدم همه اعصابم رو نابود کردن . دیگه نه جواب داد نه محل گذاشتم ، اونان دیدن من دیگه عصبانی نمیشم جول و پلاسشونو جمع کردن و رفتن از وبم .

نقد ، توصیه و نظر با توهین و چرک صحبت کردن و غرض ورزی فرق داره !
فرقش مثل بشین و بفرما و بتمرگ هم نیست ، این کاملاااااا مریضیه !


شاد باشی
جواب: باور میکنی خیلیاشون رو جواب نمیدم و حذف میکنم!

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 09:26
امتیاز: 0 0
کیت [ web ]
خی عزیزم واقعا وضعیت بغرنجیه خدا کمکت کنه
میتونی به این فکر کنی که بعدها بچه تو میاد و جای عروسکو براش پر میکنه و میتونی به این دل خوش باشی که مردی که از بچه اش هزار فرسنگ دوره و هنوز به فکرشه معلومه مرد خانواده دوستیه و برای بچه تو هم همینقدر ابراز عشق خواهد داشت
اگر به فکر عروسک نبود نمیترسیدی که آدم بیخیالی باشه و نسبت به تو و بچه ات هم همونقدر بی تفاوت باشه؟
خلاصه زودتر یه نی نی براش دست و پا کن (ترجیحا گلدخمر)تا یه کم کمبود عروسک را کمتر احساس کنه
اینجا هم اسمشو بذار پرنسس مثلا
جواب: اتفاقا کیت، وقتی توی آشنایی گفت که در قبال عروسک مسئول ازش خوشم اومد. گفتم مرد زندگی.

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 08:41
امتیاز: 0 0
چرا فرار؟؟ این دقیقا در لحظه زندگی کردنه. چرا غصه چیزی رو بخوری که هنوز اتفاق نیفتاده؟؟ الانت رو زندگی کن عزیزم
جواب: دقیقا

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 08:02
امتیاز: 0 0
نمی دونم باید نظر بذارم یا نه. احساس میکنم خوشتون نمیاد نظر بذاریم ولی به نظرم وقتی خوشبخت میشین که بچه همسرتون رو مثل بچه خودتون دوست داشته باشین. مگر غیر از اینه که شریک زندگی و همه چیز هم هستین؟
جواب: نظر که بزارین اما نظراتی که توش سرزنش و توبیخ و حرف عروسک هست رو دیگه تحمل نمیکنم

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 02:29
امتیاز: 0 0
پری [ web ]
معلومه عاشقی اونم عاشقته شکی نداریم.
همسرتون حتما به خاطر شما و زندگی جدیدش تلاش می کنه همه مسائل به خوبی جلو برود وقتی باهاش حرف زدی گفت به خاطرت اینکارو نمیکنه فهمیدم خیلی خیلی دوستت داره .
من بی منطقی اسمش را نمیذارم احساسی به موضوعات نگاه میکنی این بی منطقی نیست احساسات بخش مهمی از وجود هر زنی هست
همه خوانندگان همین حرفها را نوشتن درباره فرزندش اشتباهی فکر کردی فقط نبودش کافی نبود همین دیگه کی اومد گفت انتخاب شما ناموفق بودهیچ کس این را نگفت اتفاقا چون عاشقشی باید کاری کنی این عشق جاری باشه آرامش مهمان خونه تون باشه .....................
عالی جون همه مشکل دارن حتی اون دختر و پسری که بدون این مسائل ها ازدواج کردند مگه با واو ازدواج نکردی دچار مشکلات شدی در ازدواج فراز و نشیب هست خودتو اذیت نکن مجردیم یه جوره متاهل هم بشیم یک جور دیگه توقع بزرگی نباید از ازدواج داشت فوق العاده حضور یک مرد در زندگی لازمه اما عمیقا مشکلات خودشو داره باید برای رفع اون کوشید همه دوست دارن این فراز و نشیب شما کم بشه به هر صورت ناراحتی های شما بی دلیل نیست باید برای برطرف کردنش کاری کنید اینکه دوستش داری خیلی خوبه ها حتما میتونی خودت را با همه موارد وفق بدهی ان شاالله موفق باشی .
جواب: ممنونم

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 00:42
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.