X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

چند دقیقه ست که نشستم بالای سرش

نفساش عمیق و سنگینن

دست میبرم توی موهاش

با نوک انگشتام پیشونیشو نوازش میکنم

خیلی وقته خوابش برده و حسابی غرق خوابه

من باید بیدار بمونم و کارامو بکنم و خوابیدنش توی اتاق بغلی انقدر جذابه که نتونستم طاقت بیارم و نیام بشینم بالای سرش

دلم میخواد سرمو بذارم روی کتفش و مچاله شم و بخوابم

اما کلی کار مونده و کلی وقت کمه

برآمدگی پیشونیشو دست میکشم و ابروهاشو بو میکشم

بویی که بهش معتادم و خودشم اینو میدونه و وقتایی که بیداره و میام سروقت ابروهاش بی وقفه میخنده

اما الان میشه راحت بوکشید بدون اینکه تکون بخوره

انگشتامو میبرم بین ریشاش و چونه مو میکشم روی بینی ش

صورتمو میکشم به ریشاش  و چشمامو میذارم روی لباش

نفسش میخوره به پیشونیم

بوی نفسش...گرم و سنگین و شیرین...

کلی کار اون اتاق مونده که منتظرن من برم و انجامشون بدم

نور حالچه از بین در افتاده کف اتاق و اتاق کناری منو صدا میکنه

نرمی گوششو بوس میکنم

 گردنشو نوازش میکنم

اتاق کناری جیغ میکشه که کارا موندن...

اما این اتاق این تخت این پتو این نفس سنگین گرم شیرین منو میکِشه 

دست میکشم روی سینش و نگاهش میکنم

مظلومیت صورتش وقتی خوابه معلوم میشه

پتو روش بوده و عرق کرده و بوی بدنش که دوست دارم حسابی زیاد شده

میخندم

میگه خونه رو میکنی سونا که من اون بو ئرو بگیرم که دلت میخواد

میگم بلهههه و میخندم

نور کف اتاق صدام میکنه و من میگم فقط پنج دقیقه دیگه

سرمو میذارم روی سینش و صدای قلبشو گوش میدم و مچ دستمو میذارم زیر دستش

چشمامو میبندم

تو سرم میگه کلی از کارت مونده پاشو

میگم فقط پنج دقیقه و چشمامو میبندم

صدای قلبش مثل امواج درمانی

همه ی عضله هامو اعصابمو سلولامو آروم میکنه

چشمام گرم میشه

نفسام سنگین

چه خواب شیرینی داره شروع میشه...

.

.

.

(نمیدونم نویسنده ش کیه)



تاریخ : پنج‌شنبه 11 مرداد 1397 | 02:07 | نویسنده : عالی | نظرات (10)


  • paper | خرید آگهی رپرتاژ | فروش بک لینک دائمی
  • فال تاروت شش کارتی | پردیس سی