X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

یه مدته علی گوشیش سوخته و یه گوشی درب و داغون مال عهد تیرو کمون دست گرفته که اونم همش خاموش میشه. بیچاره کرده منو اگه باهاش کار داشته باشم باید از کبوتر نامه رسون استفاده کنم.

دیشب که مغازه بودیم گفت که عروسک برای مدرسه ش یه تحقیق میخواد در مورد فلان موضوع. یه نگاه تو نت بندازم ببینم چیزی پیدا میکنم! منم نه گفتم باشه نه گفتم به من چه ربطی داره. (در حالی که توی دلم گفتم به من چه!) و به کارم ادامه دادم. اصولا نت همراه استفاده نمیکنم مگر اینکه لازم بشه یه بسته میخرم. انگاری یه کمی از بسته ایی که چندشب پیش گرفته بودم مونده بود اما چیزی نگفتم. یه دو سه ساعتی گذشت تا اینکه علی گفت نمیخوای انجام بدی بگو نمیدم. گفتم چیو؟ گفت پول دستم بیاد یه گوشی میگیرم که حداقل کارای بچه م رو خودم انجام بدم. همون موقع من داشتم یه پست تو اینستا میزاشتم. الکی گفتم دارم میگردم اما نت ضعیفه چیزی نمیاره! پا شد رفت یه کافی نت و بعد یه ربع با دوتا برگه برگشت.

.....

والا بخدا اگه اینکارا رو انجام بدم. دو روز دیگه میگه عربی هم بهش یاد بده. اینم کمکش کن. اونم بهش بگو.......

لباس مدرسه ش هم نیاز به کوتاهی داشت، شلوارشم گشاد بود. میتونستم براش درست کنم اما چیزی نگفتم. حتی وقتی پرسید خاله به نظرتون زشت نیس اینجوری؟ گفتم اگه دوست نداری بده درستش کنن! و مادرشوهرم گفتن خودم ببینم اگه تونستم درست میکنم نشد هم میدم خیاطی سرکوچه!

.......

شاید انجام اینکارا چیزی از آدم کم نکنه اما میدونم که تبدیل به وظیفه میشه و در دیگران ایجاد توقع میکنه.

.........

در نتیجه من در مورد مسائل عروسک فقط سکوت میکنم.

مگر اینکه اون مسئله به من هم مربوط بشه که اونجا دیگه سکوت جایز نیس!




تاریخ : یکشنبه 15 مهر 1397 | 11:07 | نویسنده : عالی | نظرات (17)


  • paper | خرید آگهی رپرتاژ | فروش بک لینک دائمی
  • فال تاروت شش کارتی | پردیس سی